ابتغى الشيء و بغاه : به معناى جستجوى كردن چيزى است .
مشاقّة : دشمنى .
الصلاء : ماندن در آتش .
اعراب
« مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ »
به حذف مضاف و در تقدير « إلّا نجوى من أمر بصدقة » مىباشد .
محل اين نجواى محذوف نصب است بنابراينكه مستثناى متصل مىباشد و « من » مجرور به اضافه آن است .
« ابْتِغاءَ »
مفعول لاجله براى
« يَفْعَلْ »
و
« مَصِيراً »
تميز است .
تفسير
لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ .
پس از آنكه خدا در آيات سابق دربارهء كسانى سخن گفت كه شبانه با يكديگر سخنانى را مىگويند كه مورد رضايت او نيست و از خيانتكاران دفاع مىكنند ، اكنون در اين آيه مىگويد :
« لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ » .
به قرينهء سياق ، ضمير
« نَجْواهُمْ »
به همان گروه پيشين برمىگردد ؛ لكن از لحاظ معنا عام است و تمام نجواهاى مردم را دربر مىگيرد ، زيرا عاملى كه موجب عدم خير در نجوا مىشود عام است و به يك فرد و يا يك گروه خاص منحصر نمىشود . صدقه ، يعنى بخشش مال به فقيران و مستمندان . اصلاح ميان مردم ، بسيارى از رنجهاى آنان را از بين مىبرد و جلو بسيارى از مشكلات آنها را مىگيرد . معروف ، چيزى است كه عقل و شرع آن را بپذيرند و نيكو بدانند و منكر ، ضد آن است . معروف ، علم و تمامى اعمال نيكو و از آن جمله صدقه و اصلاح بين مردم را شامل مىشود . اينكه خدا از ميان همهء اعمال نيك ، تنها صدقه و اصلاح بين مردم را ذكر نموده ، براى اهميت آنهاست . رازى گفته است : « تمامى كارهاى نيك در اين آيه ذكر شده است » . جامعتر از آيهء مزبور ، اين آيه است :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا