تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً . إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا .
پس از آن‌كه خداوند متخلفان را تهديد كرد ، كسانى را كه به سبب بيمارى و يا نداشتن خرجى عذر داشتند و تكليف هجرت از عهدهءشان ساقط بود ، استثنا مىكند ؛ زيرا خدا هيچ كس را بالاتر از توانش مكلّف نمىسازد . سؤال : دليل استثناى مردان و زنان معذور روشن است ؛ لكن استثناى كودكان چه دليلى دارد ، درحالىكه مىدانيم آنان مكلف نيستند ؟ پاسخ : مراد از ولدان در اين‌جا ، بندگان و كنيزان است ؛ لكن ما چنين پاسخ مىدهيم كه بسيارى از كودكان ، به‌ويژه آنهايى كه به سن رشد رسيده‌اند ، توان هجرت را دارند ، بلكه برخى از آنان تواناتر از بزرگ‌سالان مىباشند . ازاين‌رو ، ممكن است اين توهم پيش آيد كه هجرت بر آن عده از كودكانى كه قادر به هجرت هستند واجب باشد . لذا خدا اين توهم را دفع كرده و بيان نموده است كه هجرت بر هرتوانمندى واجب مىباشد مگر اين‌كه كودك باشد .

فقها و وجوب هجرت

فقها به اين آيه استدلال كرده‌اند كه بر مسلمان جايز نيست ، در صورتى كه در كشور كفر نتواند به دستورهاى دين خود عمل كند ، در آن‌جا اقامت نمايد ، هرچند اين كشور وطن او باشد و در آن‌جا املاك و منافعى داشته باشد . البته ، اين حكم در دنياى امروز موضوع ندارد ؛ زيرا انسان در هر كشورى مىتواند خدا را به هر طريقى كه بخواهد عبادت كند و اگر نكند ، او خود ، مسئول خواهد بود . سؤال : اگر مسلمانى بداند كه اقامت او در يك كشور غير اسلامى به ترك واجب مىانجامد البته ، نه بدان جهت كه كسى او را از انجام دادن اين واجب منع مىكند ، بلكه به سبب ضعف انگيزه و نيز وجود عوامل ديگرى كه انسان را از انجام واجب منصرف