در پنجمين سال مبعث اتفاق افتاد و ديگرى به مدينه كه هشت سال پس از هجرت نخست صورت گرفت . برخى از صحابه ، هردو هجرت را داشتند ؛ نظير جعفر بن ابى طالب كه پس از آنكه دو دستش قطع شد به شهادت رسيد . ازاينرو ، خداوند به جاى دستانش دو بال به او عطا كرد كه در بهشت پرواز مىكند و به همين جهت او را جعفر طيار ناميدند .
سبب هجرت مسلمانان ، دورى جستن از كشته شدن و پناه آوردن به مكانى امن و برنامهريزى براى يك جهاد سازمانيافته با باطل و پيروزى بر آن بود . هجرت موجب شد كه اسلام بر دشمنان خود پيروز شود و اگر هجرت نبود ، شعلههاى اسلام خاموش و به خاكسترى تبديل مىشد كه باد آن را اين و آن سو پراكنده مىساخت . ازاينرو ، هجرت در آن زمان ، فضيلت بزرگ و نخستين منقبتى به شمار مىرفت كه چيزى با آن برابرى نمىكرد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مكه به مدينه هجرت كرد و به مسلمانان نيز دستور داد كه به مدينه هجرت كنند . بسيارى از مسلمانان به او پاسخ مثبت دادند ؛ لكن عدهاى براى حفظ اموال و منافع خود مخالفت كردند ؛ چراكه مشركان به هركسى كه هجرت مىكرد ، اجازه نمىدادند تا چيزى از اموالش را با خود ببرد و او را آزار مىدادند و از برپا كردن مراسم دينىاش جلوگيرى مىكردند و او توان دفاع از خود را نداشت . البته اين مهاجر از طريق هجرت از دار الحرب به دار الاسلام و مكان امن ، يعنى مدينه ، جايگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و صحابه مىتوانست از فشار و شكنجه رهايى يابد و مراسم دينىاش را به كاملترين وجه برگزار كند . ازاينرو ، خداوند كسانى را كه در دار الكفر [ مكه ] باقى ماندند با زبان فرشتهء مرگ سرزنش مىكند و مىگويد :
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ
آنان به جان خود ستم كردند ؛ زيرا جهاد و هجرت به سوى دار الاسلام را ترك نمودند و به ماندن در خانهء كفر ، ذلت ، اخلال به تكاليف دينى ، افزايش كافران و كم كردن مؤمنان راضى شدند .
قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ؛
يعنى فرشتگان مرگ به تاركان