هجرت گفتند : در چه كارى بوديد ؟ البته ، اين پرسش ، واقعى نيست ؛ بلكه نوعى سرزنش است و روشن است كه سرزنش به چيزى واقعى و معلوم مىباشد و آن عبارت از اين است كه آنها از همراهى با برادران مهاجر خود ، كه در به اجرا درآوردن نقشهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى نابودى شرك و اعتلاى كلمة اللّه از او اطاعت كرده بودند ، تخلّف ورزيدند .
اگر سؤالكنندهاى بپرسد : آيا اين سرزنش فرشتگان مرگ در هنگام احتضار متخلفان بوده و يا پس از مرگ آنان ؟ در پاسخ مىگوييم : جواب اين سؤال را تنها خدا مىداند و چون خدا دراينباره سكوت اختيار كرده است ، ما نيز دربارهء آن سكوت مىكنيم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « خدا دربارهء چيزهايى سكوت كرده و سكوت او به سبب فراموشى نبوده است پس شما نيز خود را به زحمت ميندازيد » .
قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ .
اين جمله يك نوع علتتراشى و عذرخواهى متخلّفان است و معناى آن اين است : متخلّفان به فرشتگانى كه آنان را به سبب كوتاهى در امر دين سرزنش كرده بودند ، چنين پاسخ دادند : ما در دار الكفر نمىتوانستيم تكاليف دينى خود را انجام دهيم ؛ زيرا مشركان ما را شكنجه مىكردند و از انجام دادن آنچه بدان اعتقاد داشتيم منع مىنمودند . فرشتگان اين عذرخواهى را ردّ كرده و از روى سرزنش به آنان گفتند :
قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها ؛
آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن هجرت كنيد ؟ .
بدين معنا كه شما بر هجرت به سوى دار الاسلام قادر بوديد و در آنجا از ذلّت رهايى پيدا مىكرديد و تكاليف دين را بهسان ساير مسلمانان با كمال آزادى مىتوانستيد انجام دهيد . اين گفتگو نشاندهندهء آن است كه خداوند هيچ كس را جز پس از اتمام حجت ، عذاب نمىكند ، بلكه جز پس از تراكم حجتها بر او . . . به قسمى كه براى گناهكار هيچ پناهگاهى جز آمرزش و رحمت پروردگار كه همهچيز را در بر مىگيرد باقى نمىماند . . . پروردگارا ! من هم چيزى هستم ، پس رحمتت را شامل حال من نيز بگردان .