تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
آنها به يكديگر مترتب بود . حكم وجوب هجرت به مدينه همچنان باقى بود ، تا زمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مكه را فتح ، و خدا او را بر دشمنانش پيروز كرد و مردم گروه ، گروه به دين خدا مىگرويدند و ديگر براى هجرت سببى باقى نماند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « پس از فتح مكه هجرت نيست ؛ لكن جهاد و آمادگى هست » .
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ؛
اگر اين منافقان ، دار الكفر را ترك و به مدينه هجرت نكنند و به پيامبر و مسلمانان نپيوندند ، آنان را به اسارت بگيريد و در هرجا كه به آنان دست يافتيد ، بكشيدشان
وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً ؛
و هيچ‌يك از آنان را به دوستى و يارى برمگزينيد . مراد از « ولى » در اين‌جا ، هم‌پيمان ، و معناى « نصير » روشن است مقصود آن است كه مسلمانان از اين منافقان كاملا اعراض كنند و نه آنان را مشاور خود گيرند ، و نه يارى و كمك از آنها بخواهند . سؤال : اسلام ، دينى است كه با همهء طوايف و پيروان اديان خوش‌رفتارى و گذشت مىكند و به آنها آزادى مىدهد . آيين اسلام حافظ جان و حقوق معنوى و مادى همهء مردم ، با صرف‌نظر از افكار و عقيدهء آنهاست . بنابراين ، چرا به اسارت و كشتن منافقان در هرجا كه مسلمانان آنها را بيابند دستور مىدهد ؟ پاسخ : فرقى زياد وجود دارد ميان طوايف و پيروان اديان و حتى ملحدان و مشركانى كه عقايدشان را اعلان كرده‌اند و دشمنى خود را پنهان نكرده اما توطئه و نيرنگى انجام نداده و باطلى را بر حقى يارى ننموده‌اند ، و همواره بىطرف هستند و ميان منافقانى كه به اسلام تظاهر و خود را در زير نقاب آن پنهان كردند و در ديار كفر باقى ماندند تا عليه مسلمانان توطئه كنند و به قصد مسلط شدن بر مسلمين دشمنان آنها را يارى دادند . در اين‌صورت ، فرمان كشتن و به اسارت گرفتن اين منافقان بدان جهت است كه آنها در عين حالى كه به اسلام تظاهر مىكردند ، مخفيانه عليه پيامبر و مسلمانان توطئه مىكردند و دشمنى مىورزيدند . اما خوش‌رفتارى اسلام با ساير دسته‌ها و پيروان اديان برطبق اصل آزادىاى است كه براى هر فرد قائل است
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 632 | محمد جواد مغنية