است . بنابراين ، با وى نيز همانند آنها رفتار نمىشود . در اينجا خوب است گفتهء رازى را نقل كنيم :
« بدان كه اين دستور ، مژدهء بزرگى است براى اهل ايمان ؛ زيرا خدا وقتى فرمان كشتن را از كسى بردارد كه به مسلمانان پناه برده است ، پس شايستهتر است كه عذاب را در روز قيامت از كسانى بردارد كه به محبت خدا و رسولش پناه بردهاند » .
ترديدى نيست كه محبت اهل بيت نيز همان محبت خدا و رسول است ؛ زيرا خدا مىگويد :
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ؛
« 1 » بگو : بر اين رسالت مزدى از شما جز دوست داشتن خويشاوندان نمىخواهم » .
به گروه دوم با اين سخن خود اشاره مىكند :
أَوْ جاؤُكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقاتِلُوكُمْ أَوْ يُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ ؛
يا خود نزد شما مىآيند ، درحالىكه از جنگيدن با شما يا جنگيدن با قوم خود ملول شده باشند ؛ يعنى كسانىكه در كنار قوم مشرك خود با مسلمانان نمىجنگند و يا در كنار مسلمانان با قوم خود نمىجنگند و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درخواست مىكنند كه بىطرف باشند ، نه با مسلمانان و نه با مشركان ، اين گروه نيز نبايد مورد تعرض قرار گيرند ، نه كشته شوند و نه اسير ؛ چراكه به آنها محارب گفته نمىشوند . بهترين نمونهاى كه مىتواند اين آيه را تفسير كند ، همان چيزى است كه در تفسير مجمع البيان آمده است : گروهى از قبيلهء اشجع ، خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيدند و گفتند : خانهء ما نزديك خانهء توست و ما دوست نداريم كه با تو و يا با قوم خود بجنگيم ، آمديم تا با تو سازش كنيم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز پيشنهاد آنها را پذيرفت و با ايشان سازش كرد . سپس ، آنها به مناطق خود بازگشتند .
اين درستترين و قوىترين دليل بر اثبات اين موضوع است كه اسلام با كسى كه بخواهد با او صلح كند ، صلح مىكند و با كسى كه بخواهد با او بجنگد مىجنگد .
هامش
( 1 ) . شورى ( 42 ) آيهء 23 .