تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
الهى ناميده مىشود . هركس كه راه باطل در پيش گيرد ، خدا از او اعراض مىكند و وى را با اجبار به هدايت بازنمىگرداند و در پناه هدايت نمىآورد . اين اعراض از سوى خدا ، گمراهى ، ذليل ساختن و مردود نمودن ناميده مىشود و در يك كلام : معناى گمراه كردن خدا منفى است ، نه مثبت ؛ امّا معناى هدايت او ، از باب لطف و تدبير ، مثبت است . بايد اين مطلب را متذكر شد كه حكمت خدايى ايجاب مىكند كه به بنده‌اش لطف كند و او را كاملا رها نكند ؛ چنان‌كه مادر ، فرزندش را رها نمىسازد ، مگر آن‌كه بنده ، خودش به سبب فرورفتن در گناه و معصيت ، موجب شود كه خدا او را وابگذارد ؛ چنان‌كه مادر ، فرزندى را كه در نافرمانى و اذيت او پافشارى مىكند ، وامىگذارد .
وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً .
هركس دوست دارد كه تمام مردم هم‌رنگ او باشند . تفسير اين آيه در جلد اوّل ، آيهء 109 از سورهء بقره بيان شد .
فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ .
پس از آن‌كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مدينه هجرت كرد ، خدا هجرت به مدينه را بر هرمسلمانى واجب قرار داد ، مگر اين كه كسى عذر داشته باشد و يا خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به جهتى مصلحتى به مسلمانان بازمىگردد به او اجازه داده باشد كه در مكه بماند و هجرت نكند . از جمله آياتى كه خداوند در آن مردم را به هجرت به سوى مدينه تشويق كرده ، آيهء 72 سورهء انفال است :
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا ؛
آنان‌كه ايمان آورده‌اند و مهاجرت نكرده‌اند ، خويشاوندان شما نيستند تا آن‌گاه كه مهاجرت كنند » . علت تشويق به هجرت آن بود كه تعداد مسلمانان در آن زمان كه مكه هنوز فتح نشده بود بسيار اندك بود و اگر اين‌جا و آن‌جا پراكنده مىشدند ، تضعيف مىگرديدند و در نتيجه ، دشمن به آنان طمع مىورزيد و اگر در يك جا پيرامون پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله گرد مىآمدند ، هيبت و شوكت آنان تقويت مىشد و طمع دشمن به آنها در زمانى كه متفرق بودند به ترس از آنها تبديل مىشد . به علاوه ، فوايد ديگرى نيز بر اجتماع و پيوستن