پيروزشان مىساخت و با شما به جنگ برمىخاستند . پس هرگاه كناره گرفتند و با شما نجنگيدند و به شما پيشنهاد صلح كردند ، خدا هيچ راهى براى شما بر ضد آنان نگشوده است . ( 90 )
واژگان
ركس و نكس : اين دو يك معنا دارند و آن عبارت است از : متحول شدن شيئى از يك حالت به حالتى پايينتر از حالت قبلى .
سبيل : به معناى طريق است و به معناى حجت نيز به كار مىرود ؛ چنانكه مىگويى :
« لا سبيل لك عليه » ؛ يعنى حجتى ندارى كه با آن بر ضد او استدلال كنى .
ميثاق : به معناى عهد است .
حصرت صدورهم : دلهايشان تنگ شد .
اعراب
« فَما لَكُمْ »
« فاء » تفريعى است بر آيات قبلى « ما » براى استفهام انكارى است .
و « لكم » متعلق به محذوف و خبر است ، تقدير « ما حصل لكم » مىباشد .
« فِئَتَيْنِ »
حال و عامل آن ، همان خبر محذوف است . جملهء
« وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ »
حال از
« الْمُنافِقِينَ »
است .
« وَ مَنْ يُضْلِلِ »
« من » اسم شرط و محل آن رفع است بنابر ابتدائيت و خبر آن جملهء شرط است . جملهء متشكل از مبتدا و خبر حال از واو در
« تَهْدُوا »
است . « لو » در
« وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ »
مصدريه است و بسيارى از اوقات بعد از « ودّ يودّ » واقع مىشود . اين « لو » ناصبه نيست . مصدرى كه از « لو » و مابعدش ريخته مىشود ، مفعول است براى
« وَدُّوا »
و به معناى « ودّوا كفركم » مىباشد . جملهء
« حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ »
حال است از واو
« جاؤُكُمْ »
و به معناى « جاءوكم و قد حصرت صدورهم » مىباشد .
« وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ »
« لو » براى امتناع است و لام در
« لَسَلَّطَهُمْ »
در جواب « لو »