تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً .
مراد آن است كه آنان ايمان نمىآورند تا اين‌كه يقين پيدا كنند كه حكم تو ، همان حكم خداست و كسى كه حكم تو را ردّ كند ، حكم خدا را ردّ كرده است . به راستى ، محال است كه انسان مؤمن از حكم كسى كه مىداند آن حكم از نزد خداست ، احساس دلتنگى كند و آن را براى خود دشوار پندارد . البتّه مؤمن گاهى در درون خويش دوست دارد كه خوردن ، مثلا ، در ماه رمضان مباح باشد ؛ لكن در عين حال ، روزه مىگيرد و از خوردن ، امتناع مىكند ؛ زيرا از عذاب خدا كه مشكل‌تر و سخت‌تر از روزه رمضان است ، مىترسد . گاهى نيز نفس او بر وى غلبه كرده ، معصيت مىكند ؛ لكن بدين سبب از نفس خود رنجيده و برآشفته مىشود و بر او لعنت مىفرستد ؛ چراكه حقّ را سنگين شمرده است . اين كار ، عين ايمان است .
وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ .
دين خدا ، وسعت ، آسانى ، خير و صلاح است . ازاين‌رو ، هيچ‌كس را بالاتر از توانش و به چيزى كه براى دنيا و آخرت او سودمند نباشد ، مكلّف نمىسازد . خداوند فرموده است : « خداوند در دين ، هيچ تنگنايى براى شما پديد نياورد » « 1 » و نيز گفت : « اى كسانىكه ايمان آورده‌ايد ! چون خدا و پيامبرش شما را به چيزى فراخوانند كه زندگىتان مىبخشد دعوتشان را اجابت كنيد » . « 2 » بر اين اساس ، خداوند به تبعيد و كشتن دستور نمىدهد ، مگر واقعه‌اى كه بر بعضى از اسرائيليان گذشت ، و در آن به جهت امرى ، مستحق چنان مجازات كشتن شدند . اين سؤال پيش مىآيد : اگر خدا تكليف فوق طاقت بشرى نمىكند پس اين سخن او كه مىگويد : « اگر به آنان فرمان داده بوديم كه خود را بكشيد » معنا ندارد ؛ زيرا تكليف به فوق توان انسان است ؟
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 78 . ( 2 ) . انفال ( 8 ) آيهء 24 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 583 | محمد جواد مغنية