نمىبردند و حال آنكه اگر اندرزى را كه به آنان داده شده است كار مىبستند برايشان بهتر و بر اساسى استوارتر بود . ( 66 )
و آنگاه از جانب خود به آنان مزدى بزرگ مىداديم . ( 67 )
و آنان را به راه راست هدايت مىكرديم . ( 68 )
و هركه از خدا و پيامبرش اطاعت كند ، همراه با كسانى خواهد بود كه خدا انعامشان داده است ، چون انبيا و صدّيقان و شهيدان و صالحان . و اينان چه نيكو رفيقانند . ( 69 )
اين فضيلتى است از جانب خدا و دانستن خداوند كافى است . ( 70 )
واژگان
شجر : معناى اين واژه معروف است و « شجر الأمر بين القوم و تشاجروا » ؛ يعنى نزاع و بگومگو كردند . اين واژه از پيچيده شدن و فرو رفتن شاخههاى درخت در يكديگر ، گرفته شده است .
حرج : تنگى .
تثبيت : تقويت و ثابت و استوار كردن چيزى .
صدّيقين : جمع « صدّيق » به معناى مبالغه در صدق و تداوم آن است .
اعراب
« مِنْ رَسُولٍ » ،
« من » زايده است و آن را پس از نفى در مثل اين آيه ، براى تأكيد بر عموم و فراگيرى مىآورند . « لام » در
« لِيُطاعَ »
« لام كى » و علت است . مصدر مؤوّل از « ان » مقدّره و فعل مجرور به لام ، متعلّق به
« أَرْسَلْنا »
و در حكم مفعول لأجله است .
جملهء
« جاؤُكَ »
خبر براى
« أَنَّهُمْ » ،
و مصدر مؤوّل از « أنّ » و اسم و خبر آن ، فاعل براى فعل محذوف است و تقدير « لو حصل مجيئهم » مىباشد .
« فَلا »
در
« فَلا وَ رَبِّكَ »
براى نفى ماسبق است ؛ يعنى امر آنسان كه آنان پنداشتهاند ، نيست . سپس قسم به صورت جملهء مستأنفه آورده شده است .
« يُحَكِّمُوكَ » ،
منصوب به