« ان » مقدّره پس از
« حَتَّى »
است .
« ثُمَّ لا يَجِدُوا »
عطف بر فعل مقدّر است ؛ يعنى « فتقضى ثمّ لا يجدوا » .
« أَنِ اقْتُلُوا » :
« ان » تفسيركننده و به معناى « اى » است .
« قَلِيلٌ »
به رفع ، بدل براى ضمير
« فَعَلُوهُ »
است . نيز جايز است كه بنابر استثنا ، منصوب باشد .
« تَثْبِيتاً »
تميز است . دربارهء اعراب
« إِذاً »
در آيهء 53 همين سوره ، سخن گفته شد .
« رَفِيقاً »
تميز و به معناى « من رفيق » است . نيز ممكن است حال باشد ؛ يعنى در حال مرافقت .
« كَفى بِاللَّهِ » :
« باء » زايده ، واژهء « اللّه » فاعل و
« عَلِيماً »
تميز است .
تفسير
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ .
مراد از اذن خدا فرمان اوست . ممكن است بپرسيد : اين خبر به منزلهء توضيح واضح است ؛ زيرا نسبت رسول به اللّه ، خود نشاندهندهء آن است كه خدا رسول را فرستاده ، تا اطاعت شود ، و گرنه نسبت معنايى نداشت . بنابراين ، مراد از اين بيان و خبر ، چيست ؟
پاسخ : هدف ، اتمام حجّت بر منافقانى است كه پيامبر را نافرمانى كردند و داورى او را نپذيرفتند ؛ بدين ترتيب كه خداوند در اين آيه براى منافقان و ديگران بيان داشته است كه نافرمانى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، تنها نافرمانى خود او نيست بلكه معصيت خداست ؛ چرا كه خداوند امور را جز برطبق سنّتهاى متعارف انجام نمىدهد و از جملهء اين سنّتها آن است كه احكام خود را از طريق پيامبرى از ميان بندگانش به آنان مىرساند .
ازاينرو ، اگر كسى در اين احكام با پيامبر ، مخالفت و دشمنى كند ، با خدا دشمنى كرده است و سخن خدا :
« بِإِذْنِ اللَّهِ »
اشاره به اين نكته دارد . نتيجه سخن آنكه منافقان و هر كسى كه خدا را نافرمانى كند ، سزاوار مجازات خواهند بود ؛ زيرا خدا را معصيت كرده و با او به مخالفت برخواستهاند .
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً .
آنان به خود ستم كردند ؛ زيرا بر اثر ارتكاب گناهان ، خود را در معرض