باتوجّه به حقايق فوق ، وقتى ما به آياتى كه مشتمل بر واژهء « اسلام » است ، نظر مىافكنيم مىبينيم كه خداوند سبحان در چندين آيه ، انبيا را به اسلام وصف كرده است . ازاينرو ، پى مىبريم كه حصر در سخن خداى تعالى :
« إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ »
به معناى منحصر كردن اديان حقّ است به اسلام و نه به معناى منحصر كردن اسلام به يك دين خاصّ از ميان اديان آسمانى . راز اين نكته نيز همان است كه پيشتر بدان اشاره كرديم و آن اينكه شرايع پيامبران ، پيام اسلام را در حقيقت و جوهر خود دارند و به ايمان به خدا ، وحى و عالم قيامت توجّه خاصّ مبذول مىدارند و اختلاف اين اديان با دين اسلام در فروع و احكام است ، نه در اصول عقيده و ايمان .
اكنون به آياتى مىنگريم كه خداوند در آنها پيامبران را از دوران نوح تا دوران محمّد صلّى اللّه عليه و آله به اسلام توصيف كرده است :
خداوند دربارهء نوح مىگويد :
« وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ
. . .
وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ؛
« 1 » برايشان داستان نوح را بخوان ، آنگاه كه به قوم خود گفت : اى قوم من ! . . . و من مأمور شدهام كه از مسلمانان باشم » .
دربارهء ابراهيم و يعقوب فرموده است :
« وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ ، وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا
. . .
وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ؛
« 2 » چه كسى از كيش ابراهيم روى برمىتابد جز آنكه خود را بىخرد ساخته باشد ؟ ابراهيم را در دنيا برگزيديم و او در آخرت نيز از شايستگان است . پروردگارش به او گفت : تسليم شو ؛ گفت : من در برابر پروردگار جهانيان تسليمم . ابراهيم به فرزندان خود وصيّت كرد كه در برابر خدا تسليم شوند . و
هامش
از آيات را متشابه و بعضى ديگر را محكم مىشمارد :« مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ »( آل عمران ( 3 ) آيهء 7 ) . به تفسير آيهء اخير بنگريد تا چگونگى جمع و هماهنگى آيات بالا را دريابيد .
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 71 - 72 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 130 - 132 .