اسلام را نيز دربر دارد ؛ اسلامى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، مردم را به سوى آن دعوت كرد . اكنون توجّه شما را به حقايق سهگانهء زير جلب مىكنم :
1 . اسلام قبل از هرچيز بر سه اصل استوار است : ايمان به خدا و وحدانيّت او ، وحى و عصمت آن ، روز رستاخيز و كيفر در آن . همهء ما به يقين مىدانيم و ايمان داريم - به گونهاى كه ترديد در آن راه ندارد - كه خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاد مگر با اين سه اصل و تعويض و يا تعديل اين اصول ، محال است . ازاينرو ، پيامبر بزرگ فرمود :
« دين ما پيامبران ، يكى است » . و نيز فرمود : « انبيا برادرانى هستند كه همگى از يك ريشهاند ، پدرشان يكى است و مادرانشان متعدّد » .
2 . واژهء « اسلام » براى چند معنا به كار مىرود ؛ از آن جمله : فروتنى و تسليم بودن و از آن جمله : خالص و سالم بودن از شايبهها و آلودگىهاست . بىترديد ، هر دينى را كه پيامبرى از پيامبران الهى آورده باشد ، خالص و سالم از شايبههاست . بنابراين ، اگر دين تمام انبيا را اسلام بناميم ، كار درستى انجام دادهايم .
3 . سرچشمهء قرآن ، يكى است و از اين جهت ، هيچگونه اختلافى ميان آيات آن وجود ندارد ، بلكه برخى از آيات برخى ديگر را تفسير مىكند و برخى براى برخى ديگر گواهى مىدهد - چنانكه امير مؤمنان ، على عليه السّلام فرموده است . بنابراين ، وقتى كه دربارهء مسئله يا موضوعى ، آيهاى در قرآن وارد شود ، نبايد آن را به گونهاى مستقل [ و بدون در نظر گرفتن آيات ديگر ] بررسى كنيم ، بلكه بايستى به بررسى تمام آيات مرتبط با مسئله و موضوع ، بپردازيم و همهء آنها را در يك جا ، گرد آوريم و برخى را با برخى ديگر پيوند دهيم ، آنگاه از اين آيات به هم پيوسته ، بهطور دستهجمعى و نه به صورت تكتك ، معناى واحدى استخراج كنيم . « 1 »
هامش
( 1 ) . روشنترين نمونهء اين مطلب آن چيزى است كه ما در تفسير آيهء 7 از اين سوره يادآور شديم ؛ زيرا خداوند در قرآن از يك طرف تمام آيات آن را « محكم » معرفى مىكند :« كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ »( هود ( 11 ) آيهء 1 ) و از طرفى ديگر تمام آيات قرآن را « متشابه » مىداند :« اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً »( زمر ( 39 ) آيهء 23 ) و نيز در جاى ديگر برخى -