تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠

واژگان

شهد الشىء : حاضر شد نزد آن چيز . « شهد بالشىء ؛ خبر داد از آن‌چيز » لكن از آن‌جا كه واژهء « شهد » در اداى شهادت زياد به‌كار رفته ، تنها به همين معنا انصراف پيدا كرده است [ به طورى كه وقتى كسى بگويد :
« شَهِدَ »
تنها معناى گواهى دادن در ذهن شنونده خطور مىكند ] . قسط : عدل . حاجّوك : از ريشهء « حجاج » به معناى جدال است .

اعراب

« قائِماً »
حال است براى
« اللَّهُ »
و
« بَغْياً »
مفعول له براى
« اخْتَلَفَ » .
« اتَّبَعَنِ »
در اصل اتّبعنى بوده كلمهء « ياء » به سبب تخفيف حذف شده است . و كلمهء
« مَنِ »
فاعل است براى فعل محذوف كه در تقدير « و اسلم من اتّبعنى » بوده است و نمىتوان
« مَنِ »
را مفعول معه دانست ؛ زيرا واژهء
« وَجْهِيَ »
مفعول به است براى
« أَسْلَمْتُ »
بنابراين لازم مىآيد كه پيروان پيامبر در اخلاص با آن حضرت هم‌طراز باشند .

تفسير

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .
گواهى خداوند به وحدانيّت خود ، از افعال اوست كه هيچ‌كس جز او نمىتواند آن را انجام دهد . خداوند فرموده است : « به زودى آيات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان ، به آنها نشان خواهيم داد تا برايشان آشكار شود كه او حقّ است . آيا اين‌كه پروردگار تو در همه‌جا حاضر است كافى نيست » . « 1 »
هامش
( 1 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 53 .