عدم انفاق » اختصاص دادهايم و در آنجا نظريهها و دلايل آنها را به تفصيل متعرض شدهايم .
فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ .
زوجهء صالح زنى است كه با شوهرش سازگار باشد و خود را همانگونه كه خدا دستور داده و اراده كرده است نگه دارد و در چيزهايى كه خدا براى شوهر مباح قرار داده از وى اطاعت كند و از او در چيزهايى كه خدا آنها را براى او و شوهرش حرام كرده اطاعت نكند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « بهترين زنان ، زنى است كه هرگاه به وى نگاه كنى ، خوشحالت كند و هرگاه به او دستور دهى فرمان ببرد و در غياب تو از خودش و از مال تو نگهدارى كند » .
سخن دربارهء ازدواج آنقدر فراوان است كه حدّ و مرزى ندارد و كسى نمىتواند رمز سخن كسى را كه گفته است : « حتّى اگر به دارم بزنيد ازدواج نمىكنم » درك كند ، مگر آنانكه ازدواج كردهاند . برخى از زنان چون سرطانند كه به تدريج جان انسان را مىگيرند . اگر انسان مختار و داراى اراده باشد ، اين انسان همان كسى مىباشد كه ازدواج نكرده است ؛ امّا كسى كه ازدواج كند ، جز بهندرت ، هيچگونه اراده و اختيارى از خود ندارد . در بعضى از اديان است كه خداوند در روز قيامت انسان را با آتش مجازات نمىكند و با بهشت او را پاداش نمىدهد ، بلكه پيرزن فرتوتى را به ازدواج شخص گناهكار درمىآورد كه هم شكل و هم اخلاق او ، آن گناهكار را آزار مىدهد ؛ امّا به مرد نيكوكار ، دختر جوان و زيبايى را تزويج مىكند كه هم شكل و هم اخلاقش او را خوشحال مىكند .
وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ .
مراد از نشوز در آيه ، خوددارى از رعايت حقوق زوجيّت است . نشوز گاهى از سوى زوجه ، گاهى از سوى زوج و زمانى از هردو طرف است . پس از آنكه خداى سبحان به زوجهء صالح اشاره كرد ، به زوجهء ناشزه اشاره نموده است . و به مرد اجازه داده است ، در صورتى كه همسرش به ناحق از وى اطاعت نكند ، او را نصيحت نمايد و اگر