تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
در روايت ديگر از بخارى آمده است : « هر مرد و زنى كه با يكديگر توافق كنند ، سه شب با يكديگر زندگى كنند ، كه اگر پسنديدند به زندگى ادامه دهند و اگر لازم شد متاركه كنند ، يكديگر را ترك نمايند » . در صحيح مسلم « 1 » از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل شده است كه وى گفت : « ما هم در دوران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و هم در دوران ابو بكر و عمر متعه مىكرديم » . در همان صفحه حديث ديگرى از جابر نقل شده كه وى گفت : « آن‌گاه عمر ما را از متعه نهى كرد . . . » . نظير اين حديث ، در جزء سوم مسند امام احمد بن حنبل نيز آمده است . فخر رازى در تفسير آيهء
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ »
گفته است : « عمران بن حصين ، از فقهاى صحابه و فضلاى آنان ، گفته است : خداوند آيه‌اى دربارهء متعه فرستاد و آن را با آيه‌اى ديگر نسخ نكرد . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ما را به متعه دستور داد و ما را از آن نهى نكرد . آن‌گاه مردى بر طبق نظر خود آنچه را مىخواست [ دربارهء متعه ] گفت . مراد وى آن است كه عمر از متعه نهى كرد » . اين روايات و نظاير آن در بسيارى از صحاح اهل سنّت و تفاسير و كتاب‌هاى فقهى آنان موجود است . بنابراين ، نزاع بر سر اين است كه آيا مراد از سخن خداى تعالى
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ »
تنها ازدواج دايم است ، يا تنها ازدواج موقت است و يا هردو . اين ثمره‌اى ندارد ؛ زيرا ، چه بگوييم آيهء
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ »
تنها به ازدواج دايم اختصاص دارد و چه بگوييم متعه را نيز دربر مىگيرد ، نتيجه يكى است ؛ چراكه به اتفاق مسلمانان ، فرض بر آن است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به ازدواج موقت دستور داده است و هرچه پيامبر بدان دستور دهد ، خدا نيز به آن دستور داده است ؛ زيرا خداوند مىگويد :
« وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ؛
هرچه پيامبر به شما داد بستانيد و از هرچه شما را منع كرد دورى گزينيد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 623 ، باب نكاح المتعه ( چاپ 1348 ق ) . ( 2 ) . حشر ( 59 ) آيهء 7 .