آنچه را متمّم و روشنكنندهء سخنان ما در اينجا و آنجا باشد ، خواهيم آورد ؛ چراكه انديشهء انسان نمىتواند بر تمامى جهات يك مسئله احاطه پيدا كند ، بهويژه اگر آن ، از قبيل موضوع « ايمان و معاش » باشد ، بلكه انديشه در هنگامى كه آيه ، يا روايت و يا حادثهاى بدين موضوع اشاره مىكند ، تنها به يكى از جهات آن متوجه مىشود .
وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ .
خطاب متوجه سرپرستان سفيهان است و معناى آن اين است كه اوليا بايد آنچه را سفيهان نياز دارند از قبيل خوراك ، لباس ، مسكن ، آموزش ، ازدواج و . . . تأمين كنند .
ممكن است بپرسيد : چرا خداوند گفت : « فيها » و نگفت : « منها » ؟
پاسخ : اگر مىگفت « منها » معنايش اين بود كه سفيه از اصل مال خود بخورد ؛ در نتيجه از مال وى كاسته مىشد و چهبسا اگر مدت طولانى آن را خرج مىكرد ، به كلى تمام مىشد ؛ لكن كلمهء « فى » در
« فِيها »
ظرف است و معنايش اين است كه مال ، منبع روزى مىباشد ، بنابراين ، بر ولىّ است كه با آن مال ، تجارت كند و سود ببرد و از سود آن به سفيه بپردازد ، نه از اصل مال .
پرسش دوم : چرا « كسوت » را در آيه ذكر كرده است ، با اينكه واژهء « رزق » شامل آن نيز مىشود ؟
پاسخ : ذكر « كسوت » بهطور مستقل ، به جهت اهميت آن است ؛ زيرا ممكن است ولىّ بپندارد كه آنچه اهميت دارد ، مسئلهء خوراك است نه پوشاك . ازاينرو ، خداوند اين توهم را رد و كسوت را بهطور آشكار ذكر كرده است .
اگر سفاهت در هنگام كودكى عارض شخص شود و تا وقتى به سن بلوغ مىرسد اين حالت باقى باشد ، ولايت سفيه با پدر و جد است . اما اگر پس از بلوغ ، سفاهت بر شخص عارض شود ، ولايت با حاكم شرع است ، نه با پدر و جد .
وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً .
برخى از سرپرستان خيال مىكنند كه زيردست آنها بايد كاملا مطيع و گوش به فرمان باشد ؛ چنانكه رابطهء فرزند با پدرش اينگونه است .