تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
بدون مال امكان‌پذير نيست . اسلام از اندوختن مال نهى كرده و كسانى را كه مال مىاندوزند به عذاب دردناك تهديد كرده است . همچنين از اسراف و تبذير بازداشته و تبذيركنندگان را برادران شيطان دانسته است ؛ چراكه افراط ، خواه در اندوختن مال باشد و خواه در خرج كردن آن ، زندگى را از رشد و توليدى كه براى مردم سودمند باشد ، بازمىدارد . اسلام به ميانه‌روى و مدارا كردن در صرف و انفاق اموال دستور داده است . پيامبر بزرگوار اسلام صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « وقتى خداوند به خانواده‌اى ارادهء خير كند ، به آنان ميانه‌روى در معيشت و اخلاق نيكو مىدهد » . امام على عليه السّلام فرمود : « انسان حقيقت ايمان را درك نمىكند ، جز اين‌كه در وى سه خصلت باشد : دانايى در احكام دين ، شكيبايى در مصيبت‌ها و اندازه‌گيرى خوب در معيشت » . امام عليه السّلام ميان حقيقت ايمان و حل مشكل معيشت در دنيا رابطه برقرار كرده است ؛ زيرا معناى « اندازه‌گيرى خوب » آن است كه انسان محكم‌كارى كند و محصولى را كه از كار خود به دست مىآورد ، در جهت سودمندى مصرف كند . اين سخن امام عليه السّلام دليل قاطعى است براى اين‌كه دين ، از زندگى جدا نيست و نيز دين ، بدون هيچ ابهام و ترديدى ، قانون زندگى است و كسى كه دين را از زندگى جدا كند و صرفا به عنوان يك سلسله تقديس‌ها ، شعارها و زهد و غيب‌گويىها بدان بنگرد ، يا نادانى است كه دين را از كسانى گرفته كه آن را وسيله‌اى براى معاش خود قرار داده‌اند و يا دشمن حق و منكر بديهيات مىباشد . در تفسير آيهء 182 سورهء آل عمران ، تحت عنوان « ثروتمند وكيل است ، نه مالك » بيان كرديم كه همهء اموال از آن خداست و انسان تنها اجازه دارد كه با رعايت حدودى معين ، در آن تصرف كند و اگر از اين حدود تجاوز كند ، از غاصبان است . شما [ خوانندگان عزيز ] به آن‌جا مراجعه كنيد چراكه در ارتباط با موضوع مورد بحث است . ما بار ديگر ، هنگام بيان آيه‌اى كه به معاش ارتباط دارد ، بدان بازمىگرديم و