تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
جواب آن هيچ‌گونه ربطى وجود ندارد و اين نكته از شأن قرآن كريم ، كه از سوى خداى دانا و حكيم نازل شده ، سخت به دور است ؟ ! پاسخ اين پرسش ساده و روشن است ؛ لكن اختلاف و نوسانات پاسخ‌هاى مفسران ، خواننده را چنان متحير ساخته كه نمىتواند راه به جايى ببرد . خلاصهء پاسخ آن است كه سخن از همان ابتدا متوجه سرپرستان يتيمان است و آنها مخاطب سخن خداى متعال هستند كه مىگويد : « اموال يتيمان را بدهيد » ؛ « حرام را با حلال مبادله نكنيد » ؛ « اموال آنان را نخوريد » . پس از اين خطاب‌ها كه به اموال يتيمان مربوط مىشود ، خداوند سرپرستان را به خطاب ديگرى كه دربارهء دختران يتيم است ، مورد خطاب قرار مىدهد و آن چنين است : « اگر بيم داريد كه دربارهء يتيمان به عدالت رفتار نكنيد . . . » ؛ بدين معنا كه در نكاح يتيمان [ به عدالت رفتار نكنيد ] . لفظ نكاح حذف شده ؛ زيرا «
فأنكحوا
» بر آن دلالت دارد . به تعبير نحويان : اوّل را حذف مىكنند ؛ زيرا دوم بر آن دلالت دارد . تقدير سخن خداوند متعال چنين است : آنچه گفته شد ، دربارهء اموال يتيمان بود . اما دربارهء نكاح دختران يتيم ، پس اى سرپرستان ! بر شماست كه اگر با آنان ازدواج كرديد ، در اداى حقوق آنها كوتاهى نكنيد و اگر بيم داريد كه كوتاهى مىكنيد و از آن‌جا كه آنان تنها مىباشند و كسى را ندارند كه از حقوقشان دفاع كند ، نمىتوانيد در برخورد با آنان به عدالت رفتار كنيد ، پس از آنان دست برداريد و با ديگران ازدواج كنيد ؛ چراكه خداوند همان‌گونه كه دختران يتيم را براى شما مباح قرار داده ، ازدواج با زنان ديگر را نيز براى شما مباح كرده است و شما مىتوانيد يك ، يا دو ، يا سه و يا چهار همسر را برگزينيد ؛ البته براساس عدالت و اگر بيم داريد كه در صورت تعدد زوجات نتوانيد عدالت را رعايت كنيد ، به يك همسر بسنده كنيد . با اين ترتيب ، رابطهء ميان شرط و جواب آن كاملا برقرار مىشود . چنان‌كه به رفيق خود مىگويى : اگر به سبب پرخورى از اين نوع غذا نمىخورى و از سوء هاضمه بيم دارى ، از غذاهاى ديگر بخور ؛ به شرط اين‌كه پرخورى نكنى ، و گرنه گرفتار همان مشكل قبلى خواهى شد .