تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
ذلِكَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا ؛
يعنى بسنده كردن به يك همسر ، به عدالت نزديك‌تر و از ظلم و ستم دور تر است . اين جمله اشاره بدان دارد كه مرد بايد به يك زن بسنده كند ؛ زيرا در تعدد همسر ، مفاسدى وجود دارد . در تفسير بيضاوى آمده است كه برخى از مفسران
« أَلَّا تَعُولُوا »
را به كثرت عيال تفسير كرده‌اند .
« تَعُولُوا »
را از مادهء « عال الرجل ؛ شخص ، عايله‌مند شد » دانسته‌اند . بنابراين ، معناى آيه آن مىشود كه بهتر است مرد ، همسران متعدد اختيار نكند تا به سبب آنها و نيز اولاد آنها متحمل مشقت‌ها و رنج‌ها شود . نويسندهء المنار گفته است : « همين نظريه بهتر است » . امام على عليه السّلام فرمود : « كمى عايله ، يكى از دو عاملى است كه موجب آسايش انسان مىشود » .
وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً .
« صدقات » ، يعنى مهريه‌ها و مراد از
« نِحْلَةً »
در اين‌جا عطيه‌اى است كه خدا آن را بر زوج واجب كرده است . معناى آيه چنين است : مهريهء زن‌ها را بپردازيد ؛ زيرا خداوند آن را بر شما مردان واجب كرده است تا عطيه‌اى باشد از جانب خدا براى همسرانتان ؛ نه اين‌كه عوض لذتى باشد كه شوهر از همسرش مىبرد ؛ چراكه آن ، ميان زن و شوهر مشترك است .
فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً .
زن مالك مهريه است و بر آن تسلط دارد ؛ درست مانند مالك كه بر املاك خويش تسلط دارد و هيچ‌كس ، خواه شوهر و خواه بيگانه ، حق معارضه با وى را در مهر ندارد
« وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً ؛
« 1 » اگر به يكى از زنان ، قنطارى مال داده‌ايد ، نبايد چيزى از او بازستانيد . . . » مگر اين‌كه همانند ساير مالكان از وى اجازه بگيريد .

تعدد زوجات

اسلام تعدد همسر را به‌طور مشروط ، مشروع دانسته است و در اين شكى نيست . البته تعدد همسر ، اصلى است كه در آن‌جايى براى اظهار نظر و اجتهاد وجود ندارد ؛
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 20 .