سياق آيه ، بر تمامى سخنانى كه دربارهء معناى آن گفتيم ، دلالت دارد ؛ زيرا شيوهء معمول و آشناى قرآن ، آن است كه سخن را حتى الامكان به اختصار بيان مىكند و هرچه را كه خواننده با اشاره و رمز متوجه شود ، حذف مىنمايد . تحير و سردرگمى مفسران نيز تنها بدين نكته اشاره دارد كه اين آيه ، بليغترين آيه در ايجاز است .
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً .
مراد از عدالت در اينجا ، برابرى در لباس و مسكن و امثال آن از چيزهايى است كه در قدرت انسان مىباشد ؛ اما آنچه تحت قدرت انسان نيست از قبيل ميل قلبى به يكى از همسران ، رعايت عدالت در آن شرط نيست . با اين بيان ، فرق ميان آيهء
« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً »
و آيهء
« وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ »
« 1 » آشكار مىشود ؛ زيرا مراد از عدالت اوّل ، برابرى در انفاق و مقصود از عدالت دوم ، برابرى در ميل قلبى است .
ممكن است بپرسيد : خداوند بسنده كردن به يك همسر را در صورتى كه مرد از تعدد زوجات خوف بىعدالتى داشته باشد ، واجب كرده است . بديهى است كه خوف ، حالت نفسانى درونى است كه بيش از آنكه راه صواب بپيمايد ، دچار خطا مىشود . ما بسيارى از مردان را مشاهده مىكنيم كه شهوت و ميل آنان ، آنقدر برايشان غلبه مىكند كه نمىتوانند شرايط خود را مشخص و توانايىشان را بسنجند . بنابراين براى شرط مزبور ، معيار درست و ضابطهء كلى وجود ندارد ؟
پاسخ : اگر مراد ما از خوف ، حالت نفسانى باشد ، اشكال وارد است ؛ ولى چنانچه مراد ما از خوف ، شرايط مادى و بهداشتى باشد و اينكه مرد مىتواند بار همسران متعدد را بر دوش بكشد ، اشكال مزبور از اساس ، وارد نخواهد بود ؛ زيرا اشياى قابل حس را مىتوان بهآسانى كنترل كرد . از نظر شريعت اسلامى ، هيچ مانعى وجود ندارد كه تعيين شرايط مردى كه مىخواهد بيش از يك زن داشته باشد به كميسيونى ويژه واگذار شود ؛ چنانكه هماكنون نيز در برخى از كشورهاى اسلامى اين كار انجام مىشود .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 128 .