تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ .
چگونه خدا ستم كند ، با اين‌كه از ستم نهى كرده و آن را از بزرگ‌ترين گناهان كبيره به شمار آورده و در چندين آيه از آن به كفر تعبير نموده است ؟ به‌علاوه ظالم بدان روى ظلم مىكند كه نياز به آن دارد و خدا از همه‌چيز بىنياز است . ما با همين اصل ، يعنى بىنيازى خدا ، عدالت او را اثبات مىكنيم و نيز ثابت مىكنيم كه او جسم نيست ؛ زيرا جسم به مكان نياز دارد . با اين بيان ، باطل بودن عقيده كسانىكه مىگويند : « شرّ از سوى خداست و او معصيت را در بنده مىآفريند و آن‌گاه مجازاتش مىكند » آشكار مىشود . ممكن است آنان براى اثبات عقيدهء خويش به اين آيه استدلال كنند كه خدا فرموده است :
« أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ »
و نگفته است : « ليس به ظالم » . روشن است كه « ظلّام » صيغهء مبالغه است و بر كثرت دلالت مىكند . بنابراين ، خداوند كثرت و مبالغه در ظلم را از خود نفى كرده است و نه اصل ظلم را . . . ؛ لكن شأن خدا از آنچه ستمكاران مىگويند ، برتر و بالاتر است .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 358 | محمد جواد مغنية