قربانى و آتش
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 183 تا 184 ]
الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 183 ) فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جاؤُ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْكِتابِ الْمُنِيرِ ( 184 )
كسانى گفتند : ما را با خدا عهدى است كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم ، مگر براى ما قربانىاى بياورد كه آتش ، آن را بخورد . بگو : پيش از من پيامبرانى با معجزهها و آنچه هماكنون مىخواهيد آمدهاند ، اگر راست مىگوييد ؛ چرا آنها را كشتيد ؟ ( 183 )
اگر تو را تكذيب كردند ، پيامبرانى را هم كه پيش از تو با معجزهها و نوشتهها و كتاب روشنگر آمده بودند تكذيب كردهاند . ( 184 )
واژگان
قربان : مصدر است بر وزن « عدوان » و بر چيزى اطلاق مىشود كه بنده با آن به پروردگار خويش تقرّب مىجويد . مراد از واژهء « قربان » در آيه نيز همين معناست .
زبر : به فتح « زاء » به معناى منع و به ضمّ آن ، جمع « زبور » است . « زبور » يعنى نوشته .
گفته مىشود : « زبرت الكتاب ؛ كتاب را نوشتم » . « مزبور » : مكتوب .