اعراب
« الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا » .
« الَّذِينَ »
عطف بيان از
« الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ » ،
مىباشد ؛ چراكه منبع هردو قول ، يكى است .
تفسير
الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ .
هر باطلپيشهاى خيال مىكند حقّ است و نظريات باطل خود را با دروغ و اتّهام ، توجيه مىنمايد . حتّى آنانكه با [ افروختن آتش ] جنگها تجارت مىكنند و آتش آن را در اينجا و آنجا شعلهور مىسازند تا كارخانههاى خود را به كار اندازند ، كشتن افراد بىگناه ، و كودكان و زنان را چنين توجيه مىكنند : آنان را مىكشند تا صلح و امنيّت را بازگردانند . آرى ، منطق هركسى كه به سبب ترس از منافع خود با حق دشمنى كند ، همين است .
بنابراين ، جاى تعجّب نيست اگر يهوديان بر خدا دروغ ببندند و به محمّد صلّى اللّه عليه و آله بگويند : ما به تو ايمان نمىآوريم ؛ زيرا خداوند به ما دستور داده كه مدّعى نبوّت را تصديق نكنيم ، مگر اينكه به دست او معجزهء ويژهاى پديدار شود و آن اينكه صدقات خود را تقديم وى كنيم ، سپس آتشى از آسمان بيايد و آن را بخورد . يهوديانى كه اين سخن را گفتند ، همانهايى بودند كه اين سخن كفرآميز را به زبان راندند و گفتند :
خداوند تهيدست است و ما توانگر .
قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ .
خداى سبحان به پيامبر خود دستور داد كه آنان را تكذيب و با بيان واقعيت تاريخىشان ، با آنها مقابله كند و بگويد : پدران شما نيز از انبياى پيشين ، عينا همين معجزه ( نزول آتش از آسمان ) را درخواست كرده بودند و خداوند آن را به دست