تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
نخستين هدف از اين آيهء كريمه و بزرگ ، تقويت دين حنيف و اثبات رسالت محمّدى با شيوه‌اى است كه علم و علما ، سابقهء آن را ندارند و هيچ‌كس ، جز آفرينندهء آسمان و زمين ، بر آن توانا نيست . باوجوداين هركس اعمّ از عالم و جاهل ، به آسانى آن را مىفهمد . اكنون داستان اين آيه را از آغاز آن ، به اختصار مىآوريم : اين آيه به نهمين سال هجرت پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و آله به مدينه مربوط مىشود . اين سال به نام « عام الوفود » [ سال هيئت‌ها ] معروف است ؛ زيرا در آن ، مردم از نقاط مختلف جزيرهء عربى به صورت هيئت‌ها و دسته‌هايى به خدمت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىآمدند و اظهار ارادت مىكردند ؛ در مقطعى كه خداوند پيام اسلام را رفعت بخشيده و مسلمانان را بر دشمنان دين ، پيروز كرده بود . از جملهء اين هيئت‌ها ، هيئت نصاراى نجران يمن بود كه از شصت تن تشكيل مىشد . برخى گفته‌اند : اين هيئت ، متشكّل از چهارده تن از اشراف و سران آنها بود ؛ از جمله : رئيس و فرمانده آنان ، « عبد المسيح » ، و ديگرى مشاور و صاحب‌نظرشان ، « ايهب » ملقّب به سيّد ، و سومين آنان ، حبر و اسقف آنان بود كه مقام بلند و منزلت بزرگى [ در ميان نصارا ] داشت . پادشاه روم ، كليساها و مدرسه‌هاى زيادى براى او تأسيس كرده و اموال و مقام‌هايى به وى اختصاص داده بود . پيامبر اسلام به نصرانىهاى نجران خوشامد گفت و ورود هيئت آنها را گرامى داشت . هنگامى كه وقت نمازشان فرارسيد ، ناقوس را به صدا درآوردند و در مسجد پيامبر ، به سمت مشرق نماز گزاردند . اصحاب خواستند آنها را از اين كار باز دارند . پيامبر فرمود : « آنها را واگذاريد » . ما پيش‌تر در تفسير آيهء 8 سورهء آل عمران ، به اين موضوع اشاره كرديم . پس از آن‌كه اعضاى هيئت نجران در جايگاه خود استقرار يافتند ، به مجادله با رسول خدا دربارهء عيسى پرداختند . يك‌بار گفتند : او خداست . بار ديگر مدّعى شدند : او فرزند خداست . بار سوم گفتند : او سومى از سه تاست و براى اثبات مدّعاى خود ،