تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
ممكن است اين پرسش مطرح شود : پيامبر برخى از كفّار را به ايمان فراخواند ؛ لكن آنان گفتند :
« اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ ؛
« 1 » بارخدايا ! اگر اين‌كه از جانب تو آمده حقّ است ، بر ما از آسمان بارانى از سنگ ببار » ؛ امّا در عين حال عذاب بر آنان فرود نيامد ؟ پاسخ : در اين‌جا ما دربارهء « مباهله » سخن مىگوييم و آن ، تنها در جايى تحقّق مىپذيرد كه احتجاج و ادّعا باشد . به‌علاوه ، مباهله در صورتى جايز است كه خدا يا رسول او اجازه دهد ، آن هم به اين دليل كه اگر مباهله صورت نگيرد ، راستگويى فردى كه راست مىگويد آشكار نمىشود . بنابراين ، سخن كافران كه گفتند : « بر ما از آسمان بارانى از سنگ ببار » ، مباهله نيست . ازاين‌رو ، خداوند كيفر آنها را تا روز قيامت به تأخير انداخت .

اهل بيت

فخر رازى در تفسير آيهء مباهله گفته است : « روايت شده كه وقتى محمّد صلّى اللّه عليه و آله با رداى سياه‌رنگ و نادوخته بيرون آمد ، حسن ( رضى اللّه عنه ) آمد ، پس پيامبر او را در زير ردايش جاى داد . آن‌گاه حسين ( رضى اللّه عنه ) آمد ، پيامبر او را نيز در زير ردايش جاى داد . آن‌گاه فاطمه و على ( رضى اللّه عنهما ) آمدند . سپس پيامبر گفت :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » .
« 2 » بدان‌كه اين روايت از رواياتى است كه مفسّران و محدّثان بر درستى آن وحدت نظر دارند . آن‌گاه فخر رازى افزوده است : اين آيه دلالت دارد كه حسن و حسين ( عليهما السلام ) ، فرزندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستند . پيامبر وعده داد كه فرزندانش را فراخواند ، پس حسن و حسين را فراخواند . بنابراين ، بايد آن دو تن ، فرزندان رسول
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 32 . ( 2 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 33 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 136 | محمد جواد مغنية