بود : « نفرين خدا بر دروغگويان باد ! » . اين سخن مىتوانست با معجزهاى توأم باشد كه از تمامى معجزات مسيح بالاتر مىبود ؛ زيرا در آن لحظه ، صاعقهاى از آسمان بر سر دروغگو فرومىريخت كه زمين را بر او پر از آتش مىساخت .
روايات متواترى در كتابهاى حديث و تفسير همچون : صحيح مسلم ، صحيح ترمذى ، تفسير طبرى ، تفسير رازى ، البحر المحيط ، غرائب القرآن ، روح البيان ، المنار ، المراغى و كتابهاى ديگر ، وارد شده است كه مضمون آنها چنين است :
محمّد صلّى اللّه عليه و آله درحالىكه رداى سياهرنگ و نادوختهاى دربر داشت ، بيرون آمد .
حسين را در بغل گرفته بود و دست حسن را نيز در دست داشت و فاطمه و على در پشت سرش حركت مىكردند . پيامبر مىفرمود : « وقتى دعا كردم ، آمين بگوييد » .
رئيس دينى هيئت نجران گفت : اى نصارا ! من چهرههايى را مىبينم كه اگر از خدا بخواهند كوهى را از جايش بركند و به جاى ديگر منتقل سازد ، اين كار را خواهد كرد .
بنابراين ، مباهله نكنيد كه هلاك مىشويد . آنگاه گفت : اى ابو القاسم ! نظريهء ما بر اين قرار گرفته كه با تو مباهله نكنيم . پيامبر فرمود : « پس اسلام بياوريد » . آنان امتناع ورزيدند . آنگاه پيامبر با آنان به پرداختن جزيه مصالحه كرد .
هيئت ، شكستخورده و فرومايه بازگشت ، درحالىكه جامهء ناكامى و سرافكندگى را پشتسر خود مىكشيد . پس از اين مباهله ، بسيارى از افرادى كه تا آن لحظه ايمان نياورده بودند ، ايمان آوردند و ايمان مؤمنان نيز افزايش يافت .
محمّد صلّى اللّه عليه و آله درحالىكه اهل بيتش و عزيزترين مردم در قلب او ، وى را همراهى مىكردند ، به مباهله اقدام كرد . او پيروزى را پيشاپيش ، چنان براى خويش تضمين كرده بود كه گويى در دست خود وى است . . . آرى ، دليلى روشنتر و درستتر از مباهله براى اثبات نبوّت پيامبر وجود ندارد . اين ماجرا از دلالت نور خورشيد بر وجود خورشيد نيز روشنتر است . من اين معجزه را براى هيچيك از انبيا سراغ ندارم ؛ چه ، آنان تنها عليه كافران نفرين مىكردند و خداوند نيز مستجاب مىفرمود .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٣٥