خطاب به پيامبر است ، درواقع ، مراد خداوند كسانى ديگر هستند . دوم آنكه ، مقصود آن است كه پيامبر به يقين خود ادامه دهد .
اين هردو پاسخ خالى از اشكال نيست ؛ زيرا درستى ايندو پاسخ متوقّف بر آن است كه خداوند نتواند پيامبران خويش را از معصيت و گناه نهى كند ؛ با آنكه درست اين است كه خدا پيامبران خود را از معصيت نهى مىكند . اوّلا ، به اين دليل كه نهى مزبور ، فرمانى است از سوى مقام بالاتر به كسانىكه از او پايينترند . ثانيا ، عصمت ، غريزه و سرشت انبيا نيست تا معصيت ذاتا براى آنان محال باشد ، و گرنه عصمت بر ايشان فضيلت محسوب نمىشد . بنابراين ، ارتكاب گناه از پيامبران امكانپذير است و تنها در مرحلهء وقوع [ و عمل ] براى آنها محال مىباشد . حال كه چنين است و باتوجّه به اين موضوع ، درستى صدور « نهى » از سوى خداوند خطاب به پيامبران آشكار مىشود . البتّه بايد يادآور شد كه اين فرمان « نهى » بايد تنها از سوى خدا باشد ؛ زيرا هيچكس ، جز خداى متعال ، مقامش از انبيا بالاتر نيست [ تا به آنان فرمان صادر كند ] .
نواهى زيادى كه در اين زمينه در قرآن كريم آمده است ، از همينگونه مىباشد ؛ همانند اين سخن خداى متعال كه خطاب به حبيب خويش ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىگويد :
« وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ ؛
از كافران اطاعت نكن » . وانگهى بايد توجّه داشته باشيم كه پيامبران خود ، اين نواهى را دوست داشتند و حتّى از خدا صدور آنها را تقاضا مىكردند ؛ چنانكه يك مؤمن صالح از فردى كه از او داناتر و كاملتر است تقاضا مىكند او را اندرز دهد و به ياد خدا بيندازد .
رخداد مباهله
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ .
اين آيه ، همان آيهء معروف به آيهء « مباهله » است و از آيات مهمّ قرآن به شمار مىرود .