تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
شرايط است كه تحوّل پيدا مىكند و بايد هم معناى قرآن تحوّل پيدا كند ؛ زيرا زمان تلاوت نخستين ، غير از زمان تلاوت بعدى است » . اين سخن ابن عربى كه « بايد تحوّل پيدا كند » نشان مىدهد كه وى معتقد بود هرچيزى با تحوّل زمان ، متحوّل و متعدّد مىشود و چه راست گفته است فيلسوف معاصر ، « راسل » آن‌جا كه مىگويد : « پيشينيان ، با اجتهاد و انديشه‌هاى خود ، نظريّاتى را استنباط كردند كه [ امروز ] درستى و علمى بودن آنها را علم ثابت كرده است و حال آن‌كه در روزگار خود ، بيش از فرضيه و استنباط پيشنهادى نبودند » . 3 . از ديدگاه من ، اسرائيلياتى كه در برخى از تفاسير آمده ، خرافات و افسانه‌اند و بزرگ‌ترين و درست‌ترين دليل بر اثبات دروغ بودن و باطل بودن آنها اين است كه به « اسرائيل » نسبت داده مىشود . همچنين ، از ذكر بسيارى از رواياتى كه دربارهء اسباب نزول آيات وارد شده ، خوددارى كردم ؛ زيرا علما دربارهء اسناد اين روايات تحقيق نكرده‌اند و صحيح آنها را از ضعيف جدا ننموده‌اند ، كما اين‌كه اين كار را در مورد روايات مربوط به احكام انجام داده‌اند . حتّى علما در سند روايات احكام مستحب سهل‌انگارى به خرج داده و دربارهء آن تحقيق نكرده‌اند و تنها در سند روايات احكام واجب و حرام دقّت و تأمّل نموده‌اند ، تا آن‌جا كه در كتاب‌هاى اصول ، بحث مستقلى را با عنوان « تسامح در ادلّهء سنن و مستحبات » اختصاص داده‌اند . همچنين نخواستم خود و خواننده را به بيان وجود رابطه و مناسبت ميان آيات و پيوستگى برخى از آنها با برخى ديگر - چنان‌كه مفسّران اين كار را كرده‌اند - مشغول كنم ؛ زيرا قرآن يكباره به پيامبر وحى نشد ، بلكه به تدريج نازل شد و نيز ترتيب سوره‌ها و آيات قرآنى - كه ما هم‌اكنون آن را قرائت مىكنيم - برحسب نزول نيست . يكى از كارشناسان دربارهء ترتيب آيات قرآن و بلاغت آن ، مىگويد : سوره‌هاى قرآن ، به ترتيبى كه هم‌اكنون در دسترس ماست ، از زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله