مىتوان آنها را بهدست آورد . ازاينرو ، خداوند در چندين آيه ، ايمان به خودش را با عمل صالح توأم دانسته است . ايمان به نبوت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله نيز همان ايمان به انسانيت و آسايش اوست : « نفرستاديم تو را ، جز آنكه مىخواستيم به مردم جهان رحمتى ارزانى داريم » . « 1 »
امّا داخل شدن در بهشت ، رابطهء محكمى با تلاش و عمل صالح در اين زندگى دارد : « آيا مىپنداريد كه به بهشت خواهيد رفت و حال آنكه هنوز براى خدا معلوم نشده است كه از ميان شما چه كسانى جهاد مىكنند و چه كسانى پايدارى مىكنند » . « 2 »
بدينترتيب ، قرآن كريم براى رسيدن به اهداف خود و پذيرفته شدن دعوتش به زندگى از سوى انسانها ، راه مثبت و درست را مشخص مىكند ، دعوتى كه با جملهء
« اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ »
بدان اشاره كرده است .
اين آيه دليل روشنى است براينكه نمىتوان هر دعوتى را كه مربوط به زندگى نباشد دعوت دينى ناميد و هركس چنين دعوتى را به خدا و پيامبرش نسبت دهد بر دين دروغ بسته است . و من سعى كردهام آيات قرآن را برهمين اساس تفسير كنم .
جزئيات بيشتر روش اين تفسير به شرح زير است :
روش اين تفسير
منظور از روش در اينجا چارچوبى است كه از چند ضابطهء كلى تشكيل يافته است و مؤلّف در پرتو اين چارچوب حركت مىكند و از آن منحرف نمىشود ؛ زيرا هركارى كه برطبق روش [ و ضابطه ] انجام نشود ، كارى است بىهدف كه تضاد و بىبرنامگى بر آن حاكم است . روشى كه من در اين تفسير از آن پيروى كردم از ضوابط زير برخوردار مىباشد :
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 107 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 142 .