تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
هرگاه ظاهر لفظ با حكم بديهى عقل تعارض داشت ، لفظ را به‌گونه‌اى تأويل بردم كه با عقل هماهنگى پيدا كند ؛ زيرا عقل دليل و حجّت بر وجوب عمل كردن به نقل و روايت است . چنانچه در باب يك مسئلهء فقهى ، ظاهر لفظ ، با اجماع مسلمانان در تمام دوران‌ها و مكان‌ها تعارض داشت ، اجماع را بر ظاهر ترجيح دادم ؛ نظير آيهء
« إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ »
« 1 » كه ظاهر « اكتبوه » بر وجوب دلالت دارد ؛ امّا بنابر اجماع مسلمانان كتابت دين ، مستحب است . ازاين‌رو ، ظاهر را حمل بر استحباب كردند ، نه بر وجوب . امّا نظريّات مفسّران را به عنوان يك حجّت قطعى و دليلى مستقل مطرح نكردم ، بلكه در جايى كه احتمال چند معنا براى لفظ وجود داشت سخن آنان‌را به عنوان مؤيّد و مرجّح آوردم ؛ چراكه مفسّران براى كشف معانى و اسرار قرآن و آشكار ساختن ويژگىهاى آن تلاش‌هاى چشم‌گيرى كرده‌اند و در تأويل كتاب خدا چنان اهتمام ورزيده‌اند كه هيچ كتابى - نه در ميان ملّت‌هاى كهن و نه در ميان ملّت‌هاى جديد - به اين اندازه مورد توجّه و اهتمام نبوده است . وانگهى در رشته‌هاى مختلف علوم مختلف قرآنى كه مسلمانان در طول تاريخ به آنها اشتغال داشته‌اند ، در ميان مفسّران ، پيشوايان بزرگى وجود دارند كه اگرچه نظريّات آنها همانند سخن معصوم عليه السّلام حجّيت ندارد ، امّا دست‌كم پرتوهايى بر معناى موردنظر مىاندازد و راه را براى فهميدن آن هموار مىسازد .

غلطهاى چاپى

نمىگويم كتابى را خوانده‌ام كه چاپخانه‌هاى قديم يا جديد ، آن را بدون غلط چاپى بيرون داده است و نيز گمان مىكنم هرگز كتابى را نخواهم خواند كه در آن غلط چاپى
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 282 .