4 . حفظ امنيّت و برقرارى نظم هرگز تحقّق پيدا نمىكند ، مگر آنكه هر انسانى امين نفس خود و كرامت ذاتى خويشتن باشد ، زيرا براساس منطق قرآن ، جامعهء صالح ، جامعهاى است كه حتّى يك فرد فاسد هم در آن پيدا نشود : « . . . هركس ، كس ديگر را ، نه به قصاص قتل كسى يا ارتكاب فسادى بر روى زمين بكشد ، چنان است كه همه مردم را كشته باشد و هركس كه به او حيات بخشد ، چون كسى است كه همه مردم را حيات بخشيده باشد . . . » . « 1 » البته ، اين امر بدان سبب است كه حقيقت انسانيت ، همان گونه كه وابسته به تمام افراد است ، به تكتك افراد نيز وابسته مىباشد . ازاينرو ، اگر كسى در حقّ يكى از افراد جنايتى مرتكب شود ، مانند اين است كه به همهء انسانها جنايت كرده و اگر كسى به فردى احسان كند ، مانند اين است كه به همهء انسانها احسان كرده است . جملهء
« قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ »
در آيهء شريفه اشاره به اين نكته دارد كه هر فردى تقدّس انسانى خود را دارد و او هميشه در حريمى قرار دارد كه شكستن آن حرام است ، مگر اينكه وى خودش اين حرمت را بشكند و با ارتكاب جنايت ، آن تقدّس و حرمت انسانى را از خود سلب كند .
5 . روابط ميان مردم براساس حفظ كرامت انسانى براى هر فرد استوار است و تفاوتى نمىكند كه اين فرد ، مرد باشد يا زن ، سياه باشد يا سفيد ، دارا باشد يا نادار ، و پيرو هر دين و آيينى باشد . خدا با كوتاهترين و رساترين عبارت اين حقيقت را بيان كرده است : « ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم » . « 2 » هركس به كسىكه خدا او را گرامى داشته ، بىاحترامى كند ، به خدا و آيين او بىاحترامى كرده است .
6 . ايمان به خدا و نبوت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و روز قيامت و ديگر اصول و فروع دين ، صرفا يك شعار دينى نيست كه قرآن كريم آن را سرمىدهد ، بلكه هريك از اصول اسلام و احكام آن ، داراى ثمرههايى است كه با اخلاق نيكو و عمل مفيد
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 32 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 70 .