دست او انجام شده است ، سپاسگزارى كند » . از اينجاست كه اين سخن مشهور شده است كه هركس آفريده را سپاس نگزارد ، آفريننده را سپاس نمىگزارد . وجود ملازمت ميان سپاس آفريننده و سپاس آفريده ، اسرارى دارد كه از اين قرارند :
1 . عقل و شرع به وجوب سپاس نعمتدهنده - هركه باشد - حكم مىكنند . و كسى كه اين سپاس را ترك كند ، معصيت خداى را كرده است و معصيت خدا نوعى كفران و انكار نعمتهاى او به شمار مىرود .
2 . كرامت انسان از كرامت خدا سرچشمه گرفته است . در حديث آمده است : « خدا در روز قيامت به يكى از بندگانش مىگويد : وقتى من بيمار شدم ، چه چيز تو را مانع شد كه از من عيادت كنى ؟ بنده عرض مىكند : اى پروردگار بندگان تو پاك و منزّه هستى از اينكه رنجور و بيمار شوى . خدا مىفرمايد : برادر مؤمنت بيمار شد و تو از وى عيادت نكردى . سوگند به عزّت و جلال خودم ، اگر از وى عيادت مىكردى ، مرا در نزد او مىيافتى و آنگاه ، من خود ، مسئوليت نيازمندىهايت را به عهده مىگرفتم و آنها را برآورده مىساختم و اين از كرامت بندهام مىباشد و من رحمان و رحيم هستم » .
3 . سپاس نيكىكننده ، وفادارى محسوب مىشود و وفادارى دليل راستگويى و ايمان است و حتّى ريشهء نيكىها بهشمار مىرود ، زيرا هرجا وفا باشد ، راستى ، اخلاص ، امانت و فداكارى نيز هست . وفا از ويژگىهاى نامبرده جدا نمىشود .
بنابراين ، هركس به كسىكه به او نيكى كرده است ، وفا كند ، به خانواده ، دوستان ، ميهن و به تمام انسانيت نيز وفا خواهد كرد و هركس به كسىكه برايش نيكى كرده است ، نيرنگ زند و يا آن را ناديده بگيرد ، به خانوادهء خود ، دوستان خود و ميهن خود نيز نيرنگ خواهد كرد . از اينجاست كه به حق گفته شده است : كسىكه وفا ندارد ، دين ندارد .
بهترين وفا در وقتى است كه شخص ، گرفتار اندوه و سختى باشد ؛ چراكه وفا در
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 758
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٧٥٨