كند . مراد از
« الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ »
بدهكار است و ضمير
« مِنْهُ »
به دين و يا به حق بر مىگردد . معناى آيه اين است كه بدهكار بايد حقّى را كه طلبكار به عهدهء او دارد ، بدون كم و كاست و با عبارت روشن و آشكار به نويسنده ديكته كند ، تا اين نوشته به منزلهء اقرار او به حق باشد ، حقّى كه پرداخت آن بر او و يا بر وارثانش در هنگام انقضاى مدت تعيينشده لازم است ؛ براى نمونه ، ممكن است بدهكار پيش از پرداخت وام بميرد و وارثان او از پرداخت اين وام خوددارى كنند و اگر طلبكار براى اثبات ادّعاى خود عليه بدهكار سندى نداشته باشد ، حقّ او پامال خواهد شد .
يادداشت كردن دين [ و دادن آن به طلبكار ] كمترين كارى است كه بدهكار بايد آن را براى طلبكار انجام دهد ، طلبكارى كه نياز او را برآورده ساخته و مشكل او را در هنگام گرفتارى حل كرده است . اينجانب ، افراد زيادى را ديدم كه در برابر صاحب مال ، كرنش مىكردند تا وى نياز آنها را بر طرف سازد و به آنان پول وام دهد . امّا وقتى صاحب مال [ در موعد مقرّر ] پول خود را از آنها طلب مىكرد ، او را بهسان يك دشمن تلقّى مىكردند و زشتترين صفتها را به او نسبت مىدادند ، آن هم تنها بدين جهت كه او حقّ خود را از آنان مىخواست . مقابلهء نيكى با بدى ، افزون بر آنكه شرعا حرام است ، نشاندهندهء آلودگى و پستى يك انسان نيز مىباشد .
سپاس آفريننده و آفريده
خداوند تعالى در آيهء چهاردهم از سورهء لقمان فرموده است : « مرا و پدر و مادرت را شكر گوى » . در حديث آمده است : « كسىكه از مردم سپاسگزارى نكند ، از خدا سپاس نمىگزارد » .
در حديث ديگرى است : « كسىكه نسبت به انسانى نيكى كند و آنگاه آن فرد از خدا سپاسگزارى كند و بگويد : سپاس خداى را و كسى را كه آن كار نيك را انجام داده است ناديده بگيرد ، خداوند سپاس او را نمىپذيرد تا اينكه وى از كسىكه كار نيك به