دين خسته نشويد » . ثالثا ، حكمت كتابت و گواهگرفتن را بيان كرده است :
« ذلِكُمْ أَقْسَطُ
. . .
وَ أَقْوَمُ
. . .
وَ أَدْنى » .
باوجود اين ، بسيارى از فقهاى مذاهب اسلامى ، كتابت در دين و در خريد و فروش و نيز گواه گرفتن بر آن را واجب نكردهاند ، بلكه امر به آن را بر استحباب حمل نمودهاند . مؤيّد اين فتواى فقها ، سخن خداوند است كه پس از دستور دادن به كتابت و گواه گرفتن فرموده است :
« فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ ؛
اگر طلبكار [ بدون چك و گواه ] بدهكار را امين بداند [ و به او اعتماد كند ] ، بر بدهكار است كه دين خود را پرداخت كند » . اين جمله ، آشكارا ترك كتابت و گواه گرفتن را مجاز دانسته است . بهزودى به تفسير جملهء :
« فَإِنْ أَمِنَ »
در اين آيه خواهيم پرداخت .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ .
« تداين » بر وزن تفاعل و به معناى وام دادن برخى از شما به برخى ديگر است . واژه « تداين » به دو معنا به كار مىرود : اوّل ، وام دادن مال . دوم : مجازات كردن . امام على عليه السّلام فرمود : همانگونه وام مىدهيد پاداش داده مىشويد . از آنجا كه لفظ « تداين » ، احتمال اين دو معنا را دارد ، خداوند تعالى فرمود :
« تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ »
تا معناى مجازات از آن اراده نشود . مراد از
« أَجَلٍ » ،
وقتى است كه براى انقضاى مدت وام تعيين مىشود .
« مُسَمًّى »
يعنى وقتى كه با بردن نام آن نظير سال و ماه ، مشخص مىگردد . جملهء
« فَاكْتُبُوهُ »
امر است به كتابت دين و امر بر وجوب دلالت مىكند ، لكن سيرهء مسلمانان از قديم تاكنون بر عدم التزام به كتابت دين جارى شده است . ازاينرو ، امر در اينجا بر استحباب و ارشاد حمل مىشود .
تفاوت قرض و دين
نقطهء اشتراك قرض و دين در آن است كه بهره بردن از هركدام آنها به مصرف كردن آن بستگى دارد و نيز هركدام حقّ ثابتى است در ذمّهء شخص . نقطهء افتراق و