تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
1 . ربا ، با متعالىترين اصول انسانى از قبيل نيكى ، همكارى و مهربانى نسبت به يكديگر در تضاد است . 2 . ربا ، خوردن مال از طريق باطل است ، چراكه رباخوار آن را بدون عوض مىگيرد . ممكن است كسى بپرسد : عوض وجود دارد و آن اين‌كه صاحب مال ، وام‌گيرنده را بر مال خود مسلّط مىكند و امكان بهره‌بردارى و سود بردن از آن را به وى مىدهد . بنابراين ، ربا كاملا همانند اجارهء زمين ، خانه و حيوان است . در پاسخ خواهيم گفت : تفاوت ربا و اجاره بسيار زياد است ، زيرا اگر مال مورد اجاره تلف شود و يا معيوب گردد ، مستأجر مسئول نيست ، مگر اين‌كه او سبب اين تلف و يا عيب شود ، نظير اين‌كه شخص ديگرى موجب تلف و يا معيوب شدن آن گردد . امّا اگر مال وام داده شده تلف شود ، از مال وام‌گيرنده تلف شده است [ و او مسئوليت دارد ] . 3 . رباخوار دايما سود مىبرد و بدهكار دايما زيان مىبيند و در نهايت ، رباخوار تمام ثروت را احتكار مىكند . برخى از استادان اقتصاد در غرب كه در سايهء نظام ربايى پرورش يافته‌اند به عيب مزبور توجّه كرده‌اند . يكى از اين افراد ، دكتر « شاخت » آلمانى مدير سابق بانك « رايخ » است . وى در سخنرانىاى كه در سال 1953 در دمشق ايراد كرد ، گفت : « ما از طريق انجام يك محاسبهء رياضى مىتوانيم پىببريم كه به زودى تمام اموالى كه در زمين موجودند در اختيار گروهى بسيار اندك از رباخواران قرار خواهند گرفت . بدين‌ترتيب كه طلبكار رباخوار هميشه سود مىبرد ، درحالىكه بدهكار دايما سود مىپردازد و زيان مىبيند . از اين‌رو ، در نهايت تمام مال ، در دست كسى قرار خواهد گرفت كه هميشه سود مىبرد . تحقّق اين نظريه كاملا نزديك است ، چراكه بيشتر ثروت زمين در اختيار چند هزار نفر است ، امّا ساير مالكان و كارخانه‌دارانى كه از بانك‌ها وام مىگيرند و نيز كارگران ، تنها ابزارهاى هستند