نمازگزاران خيره شدم و احساس تنهايى مىكردم . وجدانم به من نشانههاى بىايمانى را نشان مىداد ؛ گويى من سگى بودم در برابر انسانهايى كه با كمال خشوع در پيشگاه پروردگارشان نماز مىگزاردند ؛ نمازى كه از دلهاى پر از راستى و ايمان برمىخاست .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 642
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٦٤٢