همان خواهد شد .
وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ .
پيش از نسخ اين آيه ، بر كسانى كه نشانههاى مرگ در آنها آشكار مىشده واجب بوده است كه براى همسرانشان وصيت كنند كه پس از مردنشان ، آنها يك سال كامل از نفقه و مسكن استفاده نمايند .
غَيْرَ إِخْراجٍ .
يعنى دادن نفقه به مدت يك سال براى همسران در صورتى واجب است كه آنها از خانهء شوهران خود بيرون نروند ، امّا اگر با ميل خود بيرون رفتند ، نفقهء آنان از بين مىرود . خداوند نيز به اين موضوع اشاره مىكند :
فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ ؛
بدين معنا كه در صورت خروج آنان ، شما نسبت به نفقه آنها مسئوليت نداريد . البته ، مشروط به آنكه شما آنها را پيش از تمام شدن سال بيرون نكرده باشيد .
به بيانى ديگر : دادن نفقه به زنان در صورتى واجب است كه آنها با اختيار خود به مدت يك سال [ در خانهء شوهرانشان ] اقامت گزينند و اگر پيش از آن بيرون روند ، نفقه واجب نخواهد بود .
فِي ما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ .
هرگاه زن از خانهء متوفّا خارج شود مىتواند ، سوگوارى را كنار بگذارد ، آرايش كند و در چارچوب شريعت ، خود را در معرض خواستگاران قرار دهد . اين سخن بدين معناست ، زنى كه شوهرش فوت مىكرد ، مخيّر بود ميان اينكه يك سال در خانهء شوهر اقامت گزيند و بدينوسيله استحقاق نفقه را پيدا كند و اينكه از آن بيرون رود و در آن صورت ، نه استحقاق چيزى را داشت و نه كسى مىتوانست در كار او دخالت كند .
وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ .
مراد از متاع ، عطايى است كه طلاقدهنده برحسب توان مالى خود به همسر طلاقداده شدهء خود مىپردازد ، چنانكه در آيهء 236 بيان شد . واژهء « مطلقات » عام است و هر زن مطلّقهاى را شامل مىشود . زنان مطلّقه چهار قسم هستند :
1 . مطلّقهاى كه شوهر با وى نزديكى كرده و نيز در متن عقد براى او مهرى