« وسطى » به يكى از نمازهاى پنجگانه اجماع قائم نمىشد ، من اين واژه را به تمام نمازهاى پنجگانه ، بدون استثنا ، تفسير مىكردم ؛ چراكه
« الْوُسْطى »
به معناى فضلى ( برتر ) مىباشد كه مؤنّث « أفضل » و از ريشهء فضل و فضيلت است ، نه به معناى « متوسطه » كه مؤنّث « أوسط » يعنى ميان دو چيز است . خداوند بندگانش خويش را به نماز برتر تشويق كرده و آن ، نمازى است كه با حضور قلب خوانده شود و انسان تنها به خداوند توجّه كند و در سخن او بينديشد و بهسان غافلان و رياكاران نماز به جاى نياورد .
نظريهء فوق بهترين سخنى است كه من در مورد تفسير اين آيه خواندم و آيهء
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ . الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ »
« 1 » نيز اين نظريه را تأييد مىكند .
وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ ؛
يعنى در نماز ، خدا را با كمال خشوع و فروتنى بخوانيد و هيبت و عظمت او را به خاطر آوريد و چيزهايى را كه موجب انصراف قلب از توجّه به سوى خداى سبحان مىشود از خود دور كنيد .
فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالًا أَوْ رُكْباناً .
نماز در هيچ حالتى ساقط نمىشود . ازاينرو ، اگر مكلّف ، برخى از افعال آن را نتواند انجام دهد ، بايد برخى ديگر را كه برايش مقدور است بهجا آورد و اگر از انجام تمام افعال نماز ناتوان گردد ، بايد آن را با گفتن و اشاره كردن بهجاى آورد و اگر از اين هم ناتوان باشد ، بايد صورت نماز را در قلب خود خطور دهد . خداوند سبحان با جملهء
« فَإِنْ خِفْتُمْ »
بدين نكته اشاره مىكند كه گاهى وقت نماز فرامىرسد و مكلّف در ميدان جنگ و يا در حال فرار از برابر دشمنى است كه تاب مقاومت در برابر او را ندارد و يا عوامل ديگرى وجود دارد كه مانع از اداى نماز ، آنگونه كه بايد انجام شود ، مىگردد . در چنين حالتى ، هرگونه كه براى مكلّف امكانپذير باشد ، سواره ، يا پياده ، رو به قبله يا غير آن ، بايد نماز را به جاى آورد .
صاحب مجمع البيان گفته است : نماز خوف از دشمن دو ركعت است ، چه در سفر
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيههاى 1 - 2 .