تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
با حقايق ايمان امكان‌پذير است نه با اعضاى بدن . و در تفسير آيات
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ . . .
« 1 » نيز ، نويسندهء الكاشف نخست عصمت انبيا را از راه عقل اثبات مىكند و سپس آياتى كه به ظاهر با عصمت انبيا ناسازگار است ، تأويل مىنمايد . دو . رفع ناسازگارى آيات . نويسندهء الكاشف ناسازگارى و تناقض حقيقى ميان آيات با يكديگر را امكان‌ناپذير مىخواند ، چنان‌كه ناسازگارى واقعى آيات با عقل را محال مىنامد ؛ اما وى تناقض ظاهرى آيات را جايز مىشمرد و در رفع اين ناسازگارى از عقل به عنوان يكى از راه‌هاى زدودن تناقض بهره مىگيرد . او نخست آيات هم‌موضوع را در كنار هم قرار مىدهد و سپس با مبنا قرار دادن آيات سازگار با عقل ، آياتى را كه ناسازگار با آيات مورد تأييد عقل و حكم عقلى است تأويل مىكند ؛ مانند آياتى كه موضوع آنها عصمت انبياست . مغنيه در تفسير آيهء
ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ
« 2 » با عنوان « المصائب و صاحب الضلال » در نقد ديدگاه سيد قطب مىنويسد : « تناقض حقيقى و واقعى ميان آيات و برخورد يكى از آنها با حكم عقل ، بر قرآن و در قرآن محال است . چگونه محال نباشد ، درحالىكه اين كتاب از سوى خداى حكيم و داناست ! بنابراين ، هرگاه ظاهر آيه‌اى با آيه‌اى ديگر و يا با حكم عقل برخورد داشته باشد ، مىفهميم كه اين ظاهر و اطلاق آن ، مراد خداوند تعالى نيست و اگر لفظ مطلق آورده شده برطبق روش معمول قرآن در بيان مطالب است ، چونان كه از يهود و نصارا به اهل كتاب تعبير كند و يا اين‌كه اين اطلاق براساس آن ، چيزى است كه به حكم عقل شناخته شده است ؛ نظير اين‌كه از قدرت خداوند به « يد » تعبير مىكند » .
هامش
( 1 ) . همان ، آيات 35 - 39 . ( 2 ) . حديد ( 57 ) آيهء 22 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 62 | محمد جواد مغنية