3 . موقعيت علمى
محمّد جواد مغنيه بر خلاف گروهى از قرآنپژوهان و مفسران ، به جامعيت قرآن براى تمام نيازمندىهاى بشر در زمينههاى مختلف تجربى و انسانى معتقد نيست . او در تفسير «
هُدىً لِلْمُتَّقِينَ
» مىنويسد : « اين جمله آشكارا دلالت دارد بر اينكه در قرآن نبايد به دنبال علم تاريخ ، فلسفه ، علومطبيعى و رياضى و امثال آن رفت ، بلكه تنها هدايت انسان ، ارشاد ، اصلاح و خوشبختى دو جهان او را بايد در قرآن جستجو كرد ؛ به بيانى ديگر قرآن ، كتاب دين ، اخلاق ، عقيده و شريعت است و اگر در آيات قرآن آياتى دربارهء جهان هستى آمده ، مقصود خداوند از اين آيات بيان حقايق علمى نيست ، بلكه هدف آن است كه ما با جهان هستى و نظام حاكم بر آن به وجود خداى سبحان هدايت شويم و پىببريم كه هيچ موجودى از موجودات بهطور تصادفى و بدون قصد ، چنانكه ماديون مىگويند ، آفريده نشده است » .
بر اثر همين رويكرد ، مغنيه بر مفسران و قرآنپژوهانى كه در پى جمع ميان آيات و دانستههاى علمى هستند دو اشكال مىكند :
1 . دانش بشر به تناسب انديشه محدود او محدود است ؛ اما قرآن كه خاستگاه آن علم الهى است نامحدود است و نمىتوان ميان محدود و نامحدود گردآورد ؛
2 . علم انسان مجموعهاى است از فرضيهها و تئورىهاى درست و نادرست و در عين حال خطاپذير . در زمانى دانستهاى قطعى و يقينى و در زمانى ديگر خرافه ناميده مىشود . بنابراين چگونه مىتوان ميان آنچه خطاپذير است با قرآنى كه خطاناپذير است جمع نمود .
هرچند نويسندهء الكاشف جامعيت قرآن را ، به معنايى كه ياد شد ، منكر است و بر مفسران و قرآنپژوهان علمگرا خدشه مىكند ؛ تأثير دانستههاى علمى قطعى در فهم