بهتر آيات و شناخت اسرار و فلسفه احكام را مىپذيرد و از بهرهورى از يافتههاى غيرقطعى و يا ملاك قرار دادن مطلق دستاوردهاى علمى در راستى و درستى آيات ، پرهيز مىدهد .
او مىنويسد : « اشكالى ندارد كه ما از حقايقى كه علم آنها را كشف كرده براى درك برخى از آيات كمك بگيريم ، لكن مشروط به اينكه اين حقايق را معيار راستى و درستى قرآن قرار ندهيم ، بلكه از آنها به عنوان ابزارى براى شناخت اسرار و حكمت برخى از احكام آن بهره گيريم » .
با اين باور كه محمّد جواد مغنيه در تفسير برخى از آيات قرآن از دستاوردهاى علمى سود مىبرد و در تفسير برخى از آيات قرآن نظريات مفسران علمگرا را به نقد مىكشد ؛ براى نمونه او در تفسير آيات زير از يافتههاى قطعى علمى سود برده است :
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ . . .
« 1 » ،
الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ
« 2 » ،
وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ .
« 3 »
در تفسير آيه
وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ . . .
مىخوانيم : يعنى در گياه هر نوع ميوه جفت وجود دارد : نر و ماده كه بهسان نر و ماده نخلها آشكارند و يا همانند ديگر گياهان پنهانند .
شيخ مراغى در تفسيرش مىگويد : « دانش جديد ثابت كرده است كه ميوهء درخت و دانهء كشت از نر و ماده توليد مىشود . اين جفت گاهى در يك درخت قرار دارند ؛ همانند بيشتر درختان و گاهى در دو درخت قرار دارند ؛ مانند نخلها » . در مجلهء لبنانى العلوم ، شمارهء اوت 1967 مقالهاى است زير عنوان : « چگونه زندگى موجودات
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 164 .
( 2 ) . همان ، آيهء 275 .
( 3 ) . رعد ( 13 ) آيهء 3 .