الدِّينِ . . .
« 1 » ،
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى . . .
« 2 » و
وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ
« 3 » .
هرچند نويسندهء الكاشف مانند بسيارى ديگر از مفسران از شيوهء تفسير روايى در فهم آيات وحى سود مىبرد ؛ يك تفاوت اساسى ميان نظرگاه ايشان با ساير مفسران وجود دارد و آن اينكه ، مغنيه روايات تفسيرى را كه بيشتر در حد خبر واحد هستند تنها در احكام شرعى و موضوعات آنها حجت مىداند و از بهرهورى از اينگونه اخبار در باورهاى دينى و مباحث و مسائل تاريخى و موضوعات خارجى اجتناب مىكند . اگر هم در مواردى ايشان از اينگونه روايات سود مىبرد ، آن روايات با خود قرينهاى دارند كه سبب اطمينان مفسر مىگردد و به منزلهء سنت قطعى مىشود .
در تفسير آيهء
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ . . .
« 4 » مىخوانيم :
« اين جانب ، در ميان سخنان باستانشناسان ، در اينباره چيزى نيافتم و قرآن نيز بهطور آشكار تاريخ تأسيس خانه كعبه را بيان نكرده و تنها به اين مقدار بسنده كرده است كه ابراهيم و اسماعيل به ساختن خانه پرداختند و در اينباره با يكديگر همكارى كردند و اين سخن مشخص نمىكند كه آيا خانه پيش از ابراهيم وجود داشته و لكن خراب شده و آنگاه ابراهيم و فرزندش اسماعيل ، آن را تجديدبنا كردهاند و يا اينكه پيش از ابراهيم ابدا وجود نداشته است . سنت قطعى [ يا خبر متواتر ] نيز در اينباره وجود ندارد و رواياتى كه در اين موضوع آمده ، همگى خبر واحدند و خبر واحد تنها در احكام شرعى و يا بنا به قولى در احكام شرعى و موضوع آنها - چنانكه برخى گفتهاند - حجت است ؛ امّا در عقايد ، مسائل تاريخى و موضوعات خارجى محض حجيت ندارد مگر اينكه قرينهاى وجود داشته باشد كه موجب
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 122 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 43 .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 13 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 127 .