بنابراين ، چگونه عدهاى از مفسران و محدثانى كه از آنان روايت نقل كردهايد ، آنها را از مصاديق اين آيه ندانستهاند ؟
پاسخ : اولا ، صاحب تفسير المنار از استادش شيخ محمّد عبده ( ج 2 ، ص 451 ، چاپ دوم ) نقل كرده است : روش قرآن چنين است كه انسان را از يك حالت به حالتى ديگر منتقل مىكند و آنگاه يكى پس از ديگرى به مباحث موردنظر بازمىگردد .
امام جعفر صادق عليه السّلام مىگويد : " آيهء قرآن ، آغازش دربارهء چيزى و فرجامش دربارهء چيزى ديگر است " . بنابراين درست نيست كه به سياق آيات قرآن حكيم چونان قاعدهاى فراگير تكيه كنيم » .
ب ) تفسير قرآن به روايات
روايات معصومين در تفسير الكاشف جايگاه بسيار بلندى دارد و نخستين تكيهگاه مفسر در فهم آيات سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است . در مقدمهء تفسير مىخوانيم :
« در تفسير آيه و بيان مقصود آن ، قبل از هرچيز بر حديثى تكيه كردم كه در سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به اثبات رسيده باشد ؛ زيرا سنت ، ترجمان قرآن و راه شناخت معانى آن است . خداوند متعال مىفرمايد : " هرچه پيامبر به شما داد بستانيد و از هرچه شما را منع كرد اجتناب كنيد " » .
محمّد جواد مغنيه در جاى جاى تفسير خويش از روايات معصومين در جهت فهم آيات سود مىبرد و مجملات ، عمومات ، مطلقات آيات را تفسير مىكند ؛ براى نمونه در تفسير آيات زير از روايات بهره گرفته است :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً . . .
« 1 » ،
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ . . .
« 2 » ،
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 165 .
( 2 ) . همان ، آيهء 62 .