اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ . . .
« 1 » و بحث تقيه را در ذيل آيهء
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً . . .
« 2 » به شيوهء تفسير موضوعى مورد بحث قرار مىدهد .
9 . بهرهگيرى از ساختار پرسش و پاسخ
نويسندهء الكاشف براى تبيين بهتر مراد خداوند ، تفسير خويش را به شكل پرسش و پاسخ سامان داده است . او مىنويسد : « و لا يضاح المراد منها نورده بصيغة السؤال و الجواب » .
با اين رويكرد ، مفسر در تفسير بسيارى از آيات قرآن نخست پرسشى را مطرح مىكند و بعد به صورت كامل و روشن به پاسخ آن پرسش مىپردازد .
روششناسى الكاشف
در طول تاريخ تفسير ، برخى از مفسران ، با مبنا و معيار قرار دادن آيات ، انديشههاى خويش را نظام و ساختار مىدهند و گروهى اندك با محور قرار دادن باورهاى خود ، آيات را بر ديدگاههاى خويش تطبيق مىدهند . اين گروه بر خلاف گروه اوّل درپى يافتن مراد و مقصود خداوند نيستند ، بلكه به دنبال تأييد نظريات شخصى خود با آيات قرآن هستند .
مفسر تفسير الكاشف در شمار مفسرانى است كه آيات قرآن را مبنا قرار مىدهد و انديشههاى خويش را براساس آيات پالايش مىكند . او در مقدمهء تفسير مىنويسد : « در اثناى پرداختن به تفسير ، به نظريهها و باورهاى فراوان ديگرى نيز
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 257 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 28 .