رابعا ، جملهء
وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ
پس از جملهء
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ
آمده است و اين نشان مىدهد كه ماه در هنگامى كه قيامت برپا شود به دو نيم تقسيم مىشود و مراد از واژهء « انشقاق » در اينجا همان چيزى است كه در آيهء 1 از سورهء انشقاق ، از اين واژه اراده شده است :
إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ ؛
يعنى در روز قيامت ، ستارگان آسمان پارهپاره مىشوند » .
بخشى از نوآورىها در تفسير آيات الاحكام است . نويسندهء الكاشف در تفسير آيهء شريفهء
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ
« 1 » ،
« لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ »
را بر خلاف بسيارى از مفسران صفت براى گروهى گرفته كه براى شناخت دين و حلال و حرام آن سفر مىكنند . و در تفسير آيات
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً
« 2 » و
الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ . . .
« 3 » مىنويسد : « فقها فتوا دادهاند كه فرار از جنگ حرام است ، مگر آنكه تعداد ارتش دشمن بيش از دو برابر ارتش مسلمانان باشد . به نظر ما فقها در اين مورد نه مىتوانند به وجوب مقاومت در ميدان جنگ فتوا دهند و نه به روا بودن فرار از آن و اين امر ، بايد بهدست فرمانده امين و آگاه سپرده شود ؛ زيرا او مسئول جنگ است و نه فقها . . . .
بهعلاوه فتواى فقها در وقتى نافذ بود كه معيار قدرت و نيروهاى رزمى ، كميت بود نه كيفيت و تعداد ارتش بود نه ساز و برگهاى كشنده و جهنمى جديد و پيشرفته » .
مؤلف الكاشف در ذيل آيهء
الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ . . .
نتيجه مىگيرد : « براين اساس ما ترجيح مىدهيم كه اين آيه و آيهء قبلى بهطور كلى دربارهء بيان حكم فرار از جنگ نازل نشدهاند ، بلكه اين دو آيه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و اصحاب او اختصاص دارند و ديگران را در برنمىگيرند . البته خدا داناتر است » .
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 122 .
( 2 ) . انفال ( 8 ) آيههاى 15 - 16 .
( 3 ) . همان ، آيهء 66 .