ب ) نوآورىهاى تفسيرى
بخش دوم از نوآورىهاى مغنيه در تفسير آيات قرآن است . وى از برخى آيات ، تفسيرى ارائه مىدهد كه با تفاسير تمامى مفسران ناهمخوان است ؛ براى نمونه در تفسير آيهء
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ
« 1 » ، شق القمر را ممكن مىخواند ، امّا وقوع آن را در زمان پيامبر بهگونهاى كه ديگر مفسران باور دارند نمىپذيرد :
« مفسران گفتهاند : مشركان از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خواستند كه اگر راست مىگويد ، ماه را دو نيم كند . او هم از خدايش تقاضا كرد و ماه دو نيم شد و سپس به حال نخست خود بازگشت .
ترديدى نيست كه اين كار ذاتا امكانپذير است ؛ ولى امكان ، چيزى است و به وقوع پيوستن چيزى ديگر ؛ چه ، به وقوع پيوستن نياز به دليل دارد و دليلى بر اثبات اين حادثه ، كه ماه در دوران پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله به دو نيم شده باشد ، وجود ندارد ، بلكه دليلهايى بر نفى آن وجود دارند كه عبارتند از :
اوّلا ، اين حادثه با چندين آيه در تضاد است كه آشكارا بيان مىكند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به درخواست مشركان دربارهء امور خارق العاده و معجزات پاسخ نمىداده و تنها برطبق فرمان خداوند به آنها پاسخ مىداده است . . . .
ثانيا ، دو نيم شدن ماه حادثهء طبيعى مهمى است كه اگر اتفاق مىافتاد ، مردم شرق و غرب آن را مىديدند و دانشمندان و تاريخنگاران بيگانه و ديگران اين حادثه را ثبت مىكردند ؛ چنانكه حوادث كوچكتر از آن را ثبت كردهاند .
ثالثا ، دو نيم شدن ماه از موضوعاتى است كه جز از طريق خبر متواتر به اثبات نمىرسد ، درحالىكه خبر دو نيم شدن ماه خبر واحد است و در اينباره نمىتوان بدان اعتماد كرد . . . .
هامش
( 1 ) . قمر ( 54 ) آيهء 1 .