معانى فراوانى كه جملهء قرآنى با خود دارد ، جملهء غيرقرآنى ندارد و حتى حديث نبوى هم اين امتياز را ندارد و به همين دليل ، امام على عليه السّلام به ابن عبّاس گفت :
« با قرآن با خوارج ستيز مكن ؛ زيرا قرآن داراى چندين معناست . تو مىگويى و آنها مىگويند ؛ لكن با سنت با آنان احتجاج كن كه هرگز از آن نمىتوانند رهايى يابند » .
راز اين كار در توانايى گوينده نهفته است ، نه در توانايى سخن ، و گرنه سخن در قرآن و غيرقرآن از يك روش برخوردار است . سخن موجودى بىجان است و گوينده است كه ، به آن جان و تأثير مىبخشد . ازاينرو تأثير سخن با اختلاف گوينده اختلاف پيدا مىكند و تأثيرى كه سخن دانا دارد ، سخن نادان ندارد ؛ هرچند جملهها و واژهها همانند يكديگرند . حتى تأثير آيات با اختلاف قارى ، تفاوت مىيابد . همچنين است سخن اخلاصمند و انسانى منافق . بنابراين گستردگى و فراوانى معانى قرآن ، دليل قطعى بر اثبات اين مدعاست كه اين كتاب از سوى كسى نازل شده كه دانش او تمامى اشيا را فراگرفته است » .
2 . اسباب نزول : محمّد جواد مغنيه بر خلاف بسيارى از مفسران كه بدون توجه به درستى و نادرستى روايات اسباب نزول از آنها در فهم آيات قرآن سود مىبرند ، تنها اسباب نزولى را معتبر مىداند كه يقينآور باشند . او در مقدمه مىنويسد : « از ذكر بسيارى از رواياتى كه دربارهء اسباب نزول آيات وارد شده ، خوددارى كردم ؛ زيرا علما دربارهء اسناد اين روايات تحقيقى نكردهاند و صحيح آنها را از ضعيف جدا ننمودهاند ، چنانكه اين كار را در مورد روايات مربوط به احكام انجام ندادهاند » .
وى در نقد و بررسى سبب نزول آيهء
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
« 1 » نيز مىنويسد : « ما به روايات اسباب نزول اعتماد نداريم جز به اندكى
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 143 .