الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً ؛
« 1 » بگو : اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگارم مركب شود ، دريا به پايان مىرسد و كلمات پروردگار من به پايان نمىرسد ؛ هرچند درياى ديگرى به مدد آن بياوريم » .
الف ) يكى از وجوه اعجاز قرآن در نگاه نويسندهء الكاشف عبارت است از « اقدام پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر مباهله ، درحالىكه به پيروزى خود ، كه قرآن بدان خبر داده بود ، اعتماد داشت و تحقق يافتن اين مباهله به همان ترتيبى كه قرآن خبر داده است .
بزرگترين دليل بر اثبات راستگويى قرآن و كسىكه اين قرآن به او وحى شد به شمار مىرود » .
ب ) دومين وجه از وجوه اعجاز قرآن ، پيشگويى قرآن دربارهء شيوهء حكومت يهوديان است . در تفسير آيهء
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ . . .
مىخوانيم : « ما در تفسير اين آيه و آيهء 46 سورهء نساء بيان كرديم كه چگونه قرآن از جنايات يهود در صورتى كه به حكومت برسند خبر داده است . اكنون اين پيشگويى قرآن پس از گذشت سيزده قرن و اندى تحقق پيدا كرده است و اين امر ، دليل قاطعى است بر راستگويى و رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و إله ، و نيز اين پيشگويى ، همان اعجازى است كه پيشتر گفته شد : علما و مفسران سابق بدان توجه نكردهاند » .
ج ) سومين وجه از وجوه اعجاز قرآن در منظر محمّد جواد مغنيه عبارت است از بار معنايى الفاظ قرآن : « اكنون كه ما دربارهء تفسير اين آيه
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا . . .
« 2 » مىانديشيم ، متوجه شكل ديگرى از اعجاز قرآن مىشويم و آن اينكه واژههاى قرآن عربى است و مردم ، چه پيش از نزول قرآن و چه پس از آن ، اين واژهها را در نوشتار و گفتارشان به كار مىبردند و مىبرند . همچنين اين واژهها از لحاظ حروف و ساختار باديگر واژهها هيچ تفاوتى ندارند . باوجود اين ، آن بار
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 101 .
( 2 ) . نور ( 24 ) آيهء 55 .