قرآن و سياق آيات دانسته است .
د . كاستى در دليل . مانند نقد و بررسى باورهاى مفسران در ذيل آيات
وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً
« 1 » ؛
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها
« 2 » و
وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ .
« 3 »
او در ذيل آيهء
إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً
مىنويسد : « به گواهى طبرسى و رازى ، مفسران براين امر اجماع دارند كه مراد از «
مَشْهُوداً
» در آيهء شريفه آن است كه فرشتگان شب و روز گرد مىآيند تا به نماز صبح حاضر شوند و دليلشان روايتى است كه بخارى در ج 6 صحيح خويش ، آن را از ابوهريره در بخش سورهء بنى اسرائيل نقل كرده است . ما دربارهء اين روايت ترديد داريم و « مشهودا » را بهحضور حواس تفسير مىكنيم ؛ زيرا انسان در هنگام صبح ، پس از آنكه مقدارى خوابيده و مدتى كار نكرده است حواس آماده دارد و به همين دليل گفتهاند : چه قدر خواب ، موجب نقض تصميمهاى روز مىشود ! »
3 . نوآورىها
رودررويى نويسنده الكاشف با نظريات ديگر مفسران و روحيهء تقليدناپذيرى وى و به چالش كشيدن باورهاى تفسيرى ، از الكاشف تفسيرى نو با نوآورىهاى بسيار ساخته است . او در مقدمهء الكاشف مىنويسد : « همچنانكه به تفسير قرآن ادامه مىدادم بدين نكته يقين پيدا كردم كه اگر مفسرى چيز تازه و بىسابقهاى در تفسير نياورد ، هرچند اين چيز ادامهء تنها يك انديشه در تفسير باشد ، اين مفسر انديشهاى عالمانه و پويا ندارد ، بلكه صرفا انديشهء يك خواننده را دارد كه آنچه را براى ديگران مىخواند در آن نقش مىبندد ؛ مانند تصوير چيزى كه با همان رنگ و اندازه اصلى در
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 78 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 259 .
( 3 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 23 .